آیت آمریکایی ؛ صادق شیرازی



امام خمینی (ره) :
«سیاست ما عین دیانت ماست»
امام خامنه ای (روحی فداه) :
«یکى از چیزهایى که براى ما خیلى مهم است، مسئلهى «ارتباط با سیاست» است .... باید سیاسى باشید؛ منتها نه به معناى ورود در باندها و جناحهاى سیاسى؛ نه به معناى ملعبه و آلت دست شدن این یا آن حزب یا گروه سیاسى، یا سیاستبازان حرفهاى؛ این مطلقاً مورد نظر نیست؛ بلکه به معناى آگاهى سیاسى، قدرت تحلیل سیاسى، داشتن قطبنماى سالم سیاسى که جهت را درست نشان بدهد. ... باید با مسائل سیاسى آشنا شوید، حوادث سیاسى کشور را بدانید و حوادث سیاسى دنیا را بدانید. طلبهها امروز به اینها نیاز دارند. یک گوشهاى نشستن، سرخود را پایین انداختن، به هیچ کار کشور و جامعه کارى نداشتن و از هیچ حادثهاى، پیشآمدى، اتفاق خوب یا بدى خبر نداشتن، انسان را از جریان دور مىکند. ما مرجع مردم هم هستیم؛ یعنى مورد مراجعهى مردمیم و اگر خداى نکرده یک علامت غلط نشان بدهیم، یا یک چیزى که مطلوب دشمن است بر زبان ما جارى بشود، ببینید چقدر خسارت وارد مىکند. بنابراین، یک وظیفهى مهمى که امروز ماها داریم، ارتباط با سیاست است» (بیانات در جمع روحانیون استان سمنان، ۱۳۸۵/۰۸/۱۷).
معظمله در فراز دیگر دور شدن حوزه از سیاست را موجب انزوای حوزه دانسته و میفرماید: «حاشیهنشین شدن حوزهى علمیهى قم و هر حوزهى علمیهى دیگرى به حذف شدن مىانجامد. وارد جریانات اجتماع و سیاست و مسائل چالشى نبودن، بتدریج به حاشیه رفتن و فراموش شدن و منزوى شدن مىانجامد» (بیانات در جمع روحانیون شیعه و سنی خراسان شمالی، 19/7/91).
از آنجا که حوزههای علمیه و روحانیت بهعنوان علت محدثه و مبقیه انقلاب اسلامی بشمار میروند، باید برای حفظ نظام از آن دفاع و پشتیبانی نمایند، لذا دور شدن از صف مدافعان نظام از هیچکس پذیرفته نیست، ضمن اینکه امکانات و فرصتهایی که نظام برای روحانیت جهت تبلیغ معارف اسلام قرار داد در هیچ مقطعی از تاریخ وجود نداشت. رهبر معظم انقلاب در این زمینه میفرماید:
«حوزه و روحانیت نسبت به نظام دینى بىتفاوت نیست. هیچ روحانىاى، هیچ عالم دینى، هیچ خادم اسلامى نمیتواند نسبت به نظامى که بر اساس اسلام پدید آمده است، با انگیزهى اسلام حرکت کرده است و کار میکند، بىتفاوت باشد؛ نمیتواند خود را بیگانه به حساب بیاورد .... حوزهى علمیهى قم مادر این نظام است؛ به وجود آورنده و مولد این انقلاب و این حرکت عظیم است. یک مادر چگونه میتواند از زادهى خود، از فرزند خود غافل بماند، نسبت به او بىتفاوت باشد، در هنگام لازم از او دفاع نکند؟ ممکن نیست» (بیانات در دیدار طلاب، فضلا و اساتید حوزه علمیه قم، 29/7/89).
آیتالله مدرس (ره) :
«سیاست ما عین دیانت ما و دیانت ما عین سیاست ماست»
آیت الله وحید خراسانی :
"حوزه می بایست از هر شخص، از هر شخصیت ، از هر سیاست، از هر مقامی مستقل و برکنار باشد و فقط در خدا و امام زمان علیه السلام فانی گردد . راه این است و گرنه همه تان مؤاخذ اید، حساب هم دقیق است، چون همه اینها را حساب می کنند که آنها چه کردند و ما چه کردیم."
![]()
![]()
حسب روال گذشته اهل سکوتم ، اما وز وزهای برخی مگسان تازه سر از تخم درآورده را برای شما نمایش می دهم . این هم شرح احوال جوجه شعبان بی مخ های مرید دیده کور و عقل بریده ...
هم اکنون به دعای شما برای شفای این بیمار نیازمندیم ...
سفارشی هم به شما شاگرد ناخلف دارم جناب شعبان بی مخ ، شاعر می گوید :
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست / عرض خود می بری زحمت ما می داری
ایمیل ارسالی جناب مگس البته چندین ایمیل ارسال کردند از باب نمونه به نمایش گذاشتم .
![]()
در تکان حادثه ها و مسائل پیچیده چه بسیار مواردی آشکار می شود که برای آشکار شدن آنها به سال ها زمان احتیاج است ! و چه آسان می توان میان مدعیان و یاوه گویان تمییز قائل شد . فتامّل !
حضرت امام سجاد(ع) می فرماید :"الحمدلله الذی جعل اعدائنا من الحمقاء و الجهلاء و الاغبیاء"
اتقوا فراسة المؤمن فإنه ينظر بنور الله !

مقدمه پنجم این که مرحوم شهید مطهری (ره) در صدر تألیفات خود، جهان بینی ها را معرفی می کرد. سر مطلب در چیست؟ سر مطلب آن است که جهان بینی، یعنی نگرش، یعنی نگاه انسان به عالم و آدم، دستمایه اعتقادات و ایدئولوژی هاست و اعتقادات آدمی دستمایه رفتارها. یعنی اگر ما بخواهیم تأثیر رفتاری ماندگار و تغییر رفتاری ماندگار در یک جامعه و در یک فرد ایجاد کنیم، باید از نگرش ها آغاز کنیم، در ایدئولوژی ها و اعتقادات تأثیرگزاری کنیم و بعد خود به خود در رفتار، خودشان را نشان خواهند داد. کاری که در فضای سیاست، سالیان سال است استعمار پیر انگلستان انجام داده و می دهد. یعنی نگرش های یک فرد را کاملا انگلیسی می کند، او را در رأس یک کشور قرار می دهد، خود به خود اعتقادات و رفتارها انگلیسی می شود. چرا این مقدمه را عرض می کنم؟ به خاطر این که ما گرچه گفتیم تأثیر حکمت صدرایی بر حیات اعتقادی و رفتاری انسان است، اما این مطلب را باید در این مقدمه بدانیم که حیات رفتاری انسان، عمدتا نشأت گرفته از اعتقادات و ایدئولوژی هاست. نفاق، خلاف اصل است. اصل بر ایمان است. اصل آن است که انسان معتقد خود را در خارج رقم می زند و این مسأله در آیات و روایات ما هم مورد عنایت قرار گرفته است.
رسول خدا صلی الله وعلیه واله وسلم:
"من طلب الشهاده صادقآ اعطیها و لو لم تصبه"
کسی که صادقانه آرزوی شهادت در راه خداوند را داشته باشد اما شهید نشود خداوند ثواب شهید را به او خواهد داد.میزان الحکمه ج ۵
وقتی که شعر خواننده رو دقت کردم کمی این عبارت برایم جای سوال و تردید ایجاد کرد : " منو دریا منو بارون منو آسمون صدا کن. اسممو واژه به واژه تو دل ترانه جا کن " مخصوصا همین بند آخر " اسممو واژه به واژه تو دل ترانه جا کن " خوب مدتی زیادی هست که بنده در خصوص "subliminal messages" یا "backward messages in music" یا پیام های پنهانی که تاثیر مستقیم بر روی ناخودآگاه دارند ، تحقیق می کنم . لذا برای من جای تعجب داشت که در تراک چهارم آلبوم که در واقع شعر بی وازه رو با کیک و بیس بالاتری می خوانند ! با اجرای افکت reverse یا برگردان موسیقی کلمه " مارخین " را شنیدم و چندین بار مرور کردم به این نتیجه رسیدم که کلمه دقیقا مارخین همان اصطلاحی که اگر در فرهنگ دهخدا آنلاین جستجو کنید این معنا "نام جدید شیطان میباشد که توسط گروه شیطان پرستان ایجاد شده است " برای شما نمایش خواهد داد . فقط قصد اطلاع رسانی داشتم هموطنان عزیز می توانند با استفاده از نرم افزار "adobe audition" این تراک را بازگردانی کنند و در قسمتی که خواننده می گوید " که می خوام مثل ..." به طور کاملا واضح کلمه مارخین رو بشنوید . بنده امیدوارم که اشتباه شنیده باشم و یا در استودیو اشتباهی صورت گرفته باشد . البته ایشان خواننده مورد علاقه من هستند و به همین دلیل اینطور حساسیت نشان دادم . می توانستم یک دیدئو تهیه کنم اما چون قصد تخریب ندارم شما عزیزان را به قضاوت دعوت کردم .
برای همه هموطنان عزیز آرزوی موفقیت و بهروزی دارم

تأثير حكمت صدرايي بر حيات اعتقادي و رفتاري انسان است. من ابتدا چند مقدمه را خدمت عزيزان عرض مي كنم و بعد به اصل بحث مي پردازيم.
مقدمه اول اين است كه يكي از اشكالاتي كه بر فلسفه اسلامي از گذشته، در زبان عده اي و بخصوص متجددين گرفته مي شده، آن بوده كه فلسفه و بخصوص حكمت اسلامي و به ويژه حكمت صدرايي، داراي اثر عملي نيست. يعني در حيات فردي و اجتماعي انسان ها نقشي ايفا نمي كند. فلسفه اموري است انتزاعي، حداكثر به اقناع ذهن مي انجامد و در رفتارهاي خارجي تأثيرگزار نيست. اين دسته از افراد بر اين مطلب تأكيد مي ورزيدند كه برعكس فلسفه اسلامي، نحله هاي مختلف فلسفه غربي به اين توفيق دست يافته اند كه فلسفه را اجتماعي كنند، كاربردي كنند و تأثيرگزار در زندگي فردي و اجتماعي انسان ها قرار دهند.
مقدمه دوم اين است كه اين اشكال از يك جهت وارد است و از يك جهت ناوارد. اگر مقصود اين باشد كه فلسفه اسلامي اين استعداد را دارا نيست، مورد قبول نيست. در جلسه امشب نمونه اي از اين بحث ارائه خواهد شد و معلوم خواهد شد كه اين استعداد وجود دارد. اگر مراد آن است كه از اين استعداد استفاده بهينه نشده، اين مورد پذيرش است. اين اعتراف را بايد داشته باشيم كه فيلسوفان ما در اين ساحت، کمتر به خود زحمت داده اند يا مقرران فلسفه، در اين زمينه كمتر كار كرده اند.
خبرگزاري فارس: رئيس فرقه كيهاني كه اخيراً و براي سومينبار بهاتهام ارتداد، ساب النبي و افساد في الارض دستگير و در بازداشتگاه اوين بهسر ميبرد، قبلاً دوبار دستگير و هشدارهاي لازم به وي داده شده بود.

روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: تکثیر، توزیع و فروش سی. دی "ظهور بسیار نزدیک است" ممنوع شد.
مراکز تکثیر و توزیع این مستند، که مورد اعتراض بسیاری از علما و مراکز علمی قرار گرفته، به دستور مقامات امنیتی از توزیع و فروش آن منع شدهاند.
روز دوشنبه دادستان کل کشور و سخنگوی قوه قضائیه نیز گفته بود این مستند مصداق نشر اکاذیب است و مطمئناً دادستانی به عنوان نماینده مدعیالعموم وارد این پرونده خواهد شد.

من آقاى خامنه اى را بزرگ کردم.(۱)
او کسى است که آواى دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمین جهان طنینانداز است؛(۲)
متعهد و مبارز در خط مستقیم اسلام و عالم به دین سیاست.(۳)
چون خورشید، روشنى مىدهند
اینجانب که از سالهاى قبل از انقلاب با ایشان ارتباط نزدیک داشتهام و همان ارتباط بحمدالله تعالى تاکنون باقى است، ایشان را یکى از بازوهاى تواناى جمهورى اسلامى مىدانم و چون برادرى که به مسائل فقهى آشنا بوده و متعهد به آن هستند و از مبانى فقهى مربوط به ولایت مطلقه فقیه جداً جانبدارى (مىکنند)، مىدانم و در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانى اسلامى، از جمله افراد نادرى هستند که چون خورشید، روشنى مىدهند.(۴)
نعمتى است از طرف خدا
شما اگر گمان بکنید که در تمام دنیا، در بین رئیسجمهورها و سلاطین و امثال اینها، مىتوانید یک نفر را مثل آقاى خامنهاى پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار و بناى قلبىاش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمىکنید. من ایشان را سالهاى طولانى مىشناسم و در آن زمانى که اول نهضت بود، ایشان براى رساندن پیامها، به اطراف تشریف مىبردند و بعد از (آن) که این انقلاب به اوج خودش رسید، ایشان همه جا حاضر واقعه بود تا آخر و حالا هم هست. یک نعمتى است که خدا به ما داده است .(۵)
فقط خدمت به اسلام
ما در پیشگاه خداوند متعال و ولى بر حق او حضرت بقیةالله ارواحنا فداء افتخار مىکنیم به سربازانى در جبهه و در پشت جبهه که شبها را در محراب عبادت و روزها را در مجاهدت در راه حق تعالى به سر مىبرند. من به شما خامنهاى عزیز تبریک مىگویم که در جبهههاى نبرد با لباس سربازى و در پشت جبهه با لباس روحانى به این ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالى سلامت شما را براى ادامه خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم(۶) (و) ان شاء الله تعالى، خداوند، امثال جناب عالى را که جز خدمت به اسلام نظرى ندارید، در پناه خود حفظ فرماید.(۷)
پی نوشت ها :
۱) صحیفه نور، ج ۱۵، ص ۱۳۹
۲) صحیفه نور، ج ۱۵، ص ۴۱
۳) صحیفه نور، ج ۱۵، ص ۱۷۹
۴) صحیفه نور، ج ۱۵، ص ۱۷۳
۵) صحیفه نور، ج ۱۷، ص ۱۷۰
۶) صحیفه نور، ج ۱۵، ص ۴۱
۷) صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۱۷۱

درست صد و بیست و پنج سال پیش، یعنی در سال یك هزار و دویست و هشتاد و هفت هجری قمری، مستشارالدوله، یكی از اشراف زادگان فرنگ زده ایرانی، در پاریس رساله ای نوشت با عنوان « یك كلمه » كه از نقل حتی بعضی از جملات آن می توان واقعیتی راكشف كرد كه بعد از یك صد و بیست و پنج سال و وقوع انقلابی دینی در ایران و بر پایی نظامی بی سابقه با عنوان جمهوری اسلامی، كه اسلامیت آن اصالتاً در اصل ولایت فقیه معنا پیدا می كند، هنوز هم غرب باوران و فرنگ زدگان این مرز و بوم آن را در نیافته اند. بگذارید نخست جملاتی را از آقای مستشارالدوله نقل كنم و بعد باقی قضایا را. او می نویسد:
چندی اوقات را به تحقیق اصول قوانین فرانسه صرف كردم و دیدم آن كودها در نزد اهالی فرانسه كتاب شرعی محسوب می شود...
بگذارید صراحتاً بگویم كه بنده، به تحقیق، ایمان دارم كه غرب باوران این مرز و بوم نه تنها هنوز هم قدمی فراتر از آقای مستشارالدوله برنداشته اند، بلكه بعد از یك صد و بیست و پنج سال، واقعیتِ این تقابلی را كه مشارٌالیه بین « اصول قوانین فرانسه » و « كتاب شرع » تشخیص داده بود نیز نفهمیده اند و هنوز مثل پطر كبیر تصور می كنند با تراشیدن اجباری ریش های مسلمانان می توان « دروازه تمدن بزرگ غرب » را بر جامعه گشود.
چه باید كرد؟ به راستی ما فرزندان انقلاب اسلامی و طلیعه داران تمدن دینی فردای جهان با این جماعت پطرهای نه چندان كبیر كه اصلاً مبانی تفكر ولایی ما را نمی فهمند و همه چیز را مثل كامپیوتر های لاشعور فقط همان طور می شنوند كه برایشان برنامه ریزی شده است، چه كنیم؟ می گوییم « درد دین »، می گویند « دموكراسی »؛ می گوییم « ولایت »، می گویند « واپس گرایی»؛ می گوییم « فقاهت »، می گویند « مدیران و كارشناسان و فراغت آفرینان »... و می گوییم:
آخر آقایان محترم! این ما هستیم كه زیر عَلَم آن سید بزرگ – روح الله موسوی – قیام كرده ایم، كه عمامه ای سیاه داشت و عبا و قبا و لبّاده می پوشید و جز در یك مدت كوتاه، هنگام تبعید در تركیه، لباس پیامبر را از تن بیرون نیاورد... و نعلین می پوشید و از هر ده كلمه ای كه می گفت، هر ده كلمه اش درباره دین بود و احكام دین و ولایت و فقاهت و تقوا و تزكیه... و حتی برای یك بار هم نشد كه دین را به صورتی متجددانه تحلیل و تفسیر كند و هر آنچه را كه می خواست به ما بیاموزد با رجوع به امثال و حِكمی بیان می كرد كه از احادیث و روایات و تفسیر قرآن و زندگی انبیا و قیام امام حسین (ع) گرفته بود و حتی برای یك بار « آزادی » را جز در تلازم با استقلال و جمهوری اسلامی معنا نكرد و از استقلال همواره معنای عدم تعبد غیر خدا را مراد می كرد – كه در تفسیر لااله الاالله وجود دارد- و از جمهوری اسلامی نیز حكومتی ولایی را در نظر داشت كه قانون اساسی آن نه از قوانین فرانسه كه از قرآن و سنت گرفته شده و نهادهای آن، بلا استثنا، چون اقماری كه بر گرد شمس ولایت فقیه نظام یافته اند، زمینه را فقط و فقط برای حكومت شرع فراهم می آورند و شرع را نیز درست همان طور معنا می كرد كه فقهای سلف كرده بودند و علی الرسم القدیم باز هم حوزه های علمیه را به فقه جواهری دعوت می كرد... و قس علی هذا.
نگاهی به روایات علیه فلسفه

اندیشه همواره همراه بشر بوده است و نمیتواند در حصار جغرافیایی محدود شود. اگرچه برخی اندیشمندان در برخی نقاط موجب رشد و تعالی تعقل شدهاند و سرزمینی را از لحاظ اندیشیدن در جایگاهی برتر از مکانی دیگر نشاندهاند، اما این سبب نمیگردد که اندیشه زندانی مکان و زمان شود. رشد اندیشه بسیار تابع شرایط اجتماعی و سیاسی بوده است و اینکه اندیشه در مکانی بیشتر رشد میکند تا مکانی دیگر را باید در عوامل بیرونی اندیشه نیز جست. حمایت از دانشمندان و مدارس نشر اندیشهها و تضارب آراء و در نتیجه پدید آمدن نظریات نو را در بردارد، و خفقان و استبداد موجب انزوای اندیشه میشود.
نمیتوان کتاب و سنت را مقابل اندیشه قرار داد؛ زیرا سراسر قرآن دعوت به اندیشه و تعقل است و برخاستن رسولان رستاخیز گنجهای خرد بود.
فَبَعَثَ فِیهمْ رُسُلَهُ، وَوَاتَرَ إِلَیْهِمْ أَنْبِیاءَهُ، لِیَسْتَأْدُوهُمْ مِیثَاقَ فِطْرَتِهِ، وَیُذَکِّرُوهُمْ مَنْسِیَّ نِعْمَتِهِ، وَیَحْتَجُّوا عَلَیْهِمْ بَالتَّبْلِیغِ، وَیُثِیرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ
پس پیامبران را به میانشان بفرستاد. پیامبران از پى یکدیگر بیامدند تا از مردم بخواهند که آن عهد را که خلقتشان بر آن سرشته شده ، به جاى آرند و نعمت او را که از یاد برده اند، فرا یاد آورند و از آنان حجّت گیرند که رسالت حق به آنان رسیده است و خردهاشان را که در پرده غفلت ، مستور گشته ، برانگیزند. -نهج البلاغه، خطبهی اول -
اسلام و نشر آن در جزیرة العرب و دیگر ممالک، اندیشهها و تفسیرهای گوناگونی را در پی داشت. گاهی این اندیشهها همدیگر را تکفیر میکردند و به جنگ هم میآمدند. اندیشههای اشاعره،معتزله، خوارج و … را در کنار اندیشهی اهل بیت علیهم السلام میتوان از اندیشههای رایج سدههای نخستین اسلام نام برد. اختلاف اندیشهها مباحثات و مناظرات و گاه جنگ و خونریزی را در پی داشت. چنانچه وقتی معتزله در زمان مأمون قدرت داشتند به حذف اهل حدیث و ظاهرگرایان دست زدند و پس از روی کار آمدن متوکل معتزله به انزوا گرائیدند و سرکوب شدند. ( آقانوری، علی، زمینههای اجتماعی و سیاسی اوج و فرود تفکر اعتزال ، مجلهی طلوع، شماره ۱۵)
فتوحات ممالک دیگر توسط مسلمین، سبب آشنائی با فرهنگها و اندیشههای نو گردید، اگرچه ابتدا در برابر این اندیشهها مقاومت میکردند و هر فکری غیر از قرآن را باطل میشمردند و با بیتوجهی از آنان گذر میکردند، اما آرام آرام با رشد جوامع اسلامی ونیاز به آموختن اندیشهها وفنون نو رو به ترجمه متون علمی دیگر ممالک آوردند. اگر چه آغاز ترجمه با برگرداندن متون تاریخ ملوک به دستور خلفای اموی آغاز گردید، اما دوران منصور را میتوان آغاز رسمی نهضت ترجمه به حساب آورد.در دورهی منصوربیشتر متون طب ونجوم به عربی ترجمه شدند. هارون و مأمون کمک فراوانی به ترجمهی کتب کردند. گرایش مأمون به فکر معتزله و رشد مباحث فکری تالیف و ترجمهی کتب فراوان کلامی را در پی داشت. گرایش اعتزال به عقلانیت موجب شد که مأمون دستور ترجمهی کتب فلسفی را بدهد. برخی نیز علت این دستور را خواب مأمون وهمصحبتی وی با ارسطو میدانند. (ماهنامه تاریخ اسلام، شماره ۴، جان احمدی، فاطمه )
آیت الله وحید خراسانی و منتظری

فقط ایشان فرصت دیدار با امام خامنه ای (در قم) را نداشتند اما برای دیدار دیگران وقت بسیار دارند !