استاد معظم علی رضایی تهرانی : تأثير حكمت صدرايي بر حيات اعتقادي و رفتاري انسان (2)

مقدمه پنجم این که مرحوم شهید مطهری (ره) در صدر تألیفات خود، جهان بینی ها را معرفی می کرد. سر مطلب در چیست؟ سر مطلب آن است که جهان بینی، یعنی نگرش، یعنی نگاه انسان به عالم و آدم، دستمایه اعتقادات و ایدئولوژی هاست و اعتقادات آدمی دستمایه رفتارها. یعنی اگر ما بخواهیم تأثیر رفتاری ماندگار و تغییر رفتاری ماندگار در یک جامعه و در یک فرد ایجاد کنیم، باید از نگرش ها آغاز کنیم، در ایدئولوژی ها و اعتقادات تأثیرگزاری کنیم و بعد خود به خود در رفتار، خودشان را نشان خواهند داد. کاری که در فضای سیاست، سالیان سال است استعمار پیر انگلستان انجام داده و می دهد. یعنی نگرش های یک فرد را کاملا انگلیسی می کند، او را در رأس یک کشور قرار می دهد، خود به خود اعتقادات و رفتارها انگلیسی می شود. چرا این مقدمه را عرض می کنم؟ به خاطر این که ما گرچه گفتیم تأثیر حکمت صدرایی بر حیات اعتقادی و رفتاری انسان است، اما این مطلب را باید در این مقدمه بدانیم که حیات رفتاری انسان، عمدتا نشأت گرفته از اعتقادات و ایدئولوژی هاست. نفاق، خلاف اصل است. اصل بر ایمان است. اصل آن است که انسان معتقد خود را در خارج رقم می زند و این مسأله در آیات و روایات ما هم مورد عنایت قرار گرفته است.
مقدمه ششم : مطلب دیگر آن که مرحوم علامه طباطبایی (اعلی الله مقامه) معتقدند حکمت اسلامی که هم اینک در حکمت صدرایی متجلی است، چون از زیر دست علمایی اتقیا، احیانا عرفایی کرام و حکمایی باتقوا گذشته، به گونه ای رقم خورده که مذاولت و ممارست با آن، خود به خود ایجاد تقوا می کند و این یک نظریه بدعی است. این مطلب را ایشان در مصاحبه ای که در شهادت مرحوم شهید مطهری فرمودند، به صراحت ذکر کرده اند و این برای من خیلی عجیب بود. این نظر را از کسی نشنیده بودم. علم و ایمان در یکدیگر مؤثرند؛ اما به این کیفیت تصریح به تأثیر؟ ایشان اصلا نظرشان این بود.
مقدمه هفتم : این که باز مرحوم علامه طباطبایی معتقدند حکمتی که بر جان ننشیند (عین این تعبیر، تعبیر علامه طباطبایی است) و لزوم اتباع از شریعت را به دنبال نیاورد، حکمت نیست. به حمل شایع حکمت نیست. این مطلب را ایشان در مهر تابان بخش نخست که بخش زندگینامه مرحوم علامه طباطبایی است، سیدنا الاستاذ مرحوم علامه تهرانی از ایشان نقل کرده اند که حکمتی که بر جان ننشیند و لزوم اتباع از شریعت را به دنبال نداشته باشد حکمت نیست. اینها را به عنوان مقدمه عرض می کنم تا نگاه کلی ما به بحث تبیین شود.
به گمان من، آثار حکمت صدرایی را بر معتقدات و رفتارهای انسانی، از زاویه ها و ابعاد گوناگون می توان در نظر گرفت. گاه، بحث را می شود اینگونه مطرح کرد که اصولا حکمت (کاری به نحله خاص نداریم) چه تأثیری در اعتقاد یا رفتار آدمی می تواند داشته باشد؟ این بحث الآن مورد نظر نیست.
ادامه دارد ...
shia is the way