*** و مکروا و مکرالله ... ***

 
سایت" گفتگو" از سایت های  بیخدایان عقل ستیز هک شد

این سایت توسط گروه S.O.A یا همان سربازان خدا هک گردید . و اینگونه اند سربازان پیروان امیرالمومنین (ع)



تصویر سایت بعد از هک و انهدانم توسط این گروه ارزشمند : جالبه حتما ببینید !!!

××تصویر بعد از هک××

*** و ما رمیت اذ رمیت ... ***

و اینگونه اند سربازان خدا  **** زندیق هک شد و به جنهم رفت ***

بزرگترین سایت الحادی و ضد دین که تحت نظر سازمان جاسوسی انگلستان و آمریکا هدایت می شد و بودجه کلانی برای توهین به مذهب تشیع و تمام مقدسات مکتب ناب تشیع را در اختیار داشت علی رغم ادعای امنیتی مدیران خود (آرش بیخدا : ما هک نمی شویم ) کاملا هک گردید و از روی سرور حذف شد . نکته قابل توجه اینکه این مفلوکان زندیق با خفت و خواری  برای خود وبلاگ  ایجاد نمودند .

در پایان همه ملحدان و بی خدایان عقل ستیز بدانند که از نفوذ سربازان خدا در امان نیستند . 

**صفحه هک شده زندیق**

*** معرفی کتاب ***

*** در اینجا خواب هم حجّت است !!! ***

 

فلاسفه مخرب اسلام هستند !!!

مقدمه استاد عزیز و ارجمندم حجت الاسلام و المسلمین رضایی طهرانی  در کتاب "صراط مستقیم "

مخالفت با فلسفه و منطق پیشینه ای طولانی در جهان اسلام دارد تا آن جا که بعضی گفته اند : من تمنطق فقد تزندق « هر کس منطق پیشه کند بی دین می شود » و برخی نوشتند : فلاسفه الاسلام هادمون للاسلام ( میرزا مهدی اصفهانی ) « فیلسوفان تخریب گران اسلام اند  .»

این مخالفت ها در هر دو فرقه بزرگ اسلامی - یعنی شیعیان و سنیان - دیده می شود ، گرچه در اهل سنت پیشتر به چشم می خورد .

منشا این مخالفت ها توهماتی است که بررسی تفصیلی همه آنها نوشتاری مستقل می طلبد و ما در اینجا به ذکر برخی از آن با پاسخی اجمالی بسنده می کنیم :

1. فلسفه پیشینه ای غیر اسلامی دارد و از دانش های وارداتی به جهان اسلام است .

پاسخ : اولا : مگر پیشینه داشتن یک دانش قبل از اسلام ، آن را ضد ارزشی می کند . مگر فیزیک ، شیمی ، حقوق ، اخلاق و ... سابقه قبل از اسلام نداشته اند .

ادامه نوشته

××× وهابیت تولیدی "بر چسب شرک" (3)×××

                                     

                              

 <<< منتقدان هم عصر ابن تیمیه >>>

در عصر ابن تيميه و پس از آن ، علماى بسيارى پرده از افكار انحرافى او برداشتند و در اين ميان يف نقد علماى معاصر اوف از اهميت بسيارى برخودار است ك‏

1 - صفى‏الدين الهندى الأرموى (متوفاى سال 715ق)؛ او از بزرگان مذهب اشعرى بوده است و در يك مجلس بحثى با ابن تيميه به مناظره پرداخت. روحيّه صفى‏الدين هندى طورى بود كه وقتى وارد يك مسئله علمى مى‏گرديد با حوصله تمام، همه جوانب آن مسئله را مورد كنكاش قرار مى‏داد. اماابن تيميه برخلاف او و بر طبق عادتش با شتاب از مسئله‏اى به مسئله ديگر و بدون اين كه آن را خوب تقرير كند، عبور مى‏كرد. لذا صفى‏الدين هندى به او گفت : اى ابن تيميه تو را چگونه مى‏بينم!! تو مانند گنجشكى هستى كه وقتى مى‏خواهم آن را به دام بياندازم از اين شاخه به آن شاخه پرواز مى‏كند.

 لذا بعد از مدتى ابن تيميه محبوس گرديد و بر ضد او تبليغات وسيعى صورت گرفت.(1)

 2 - شهاب‏الدين حلبى  (متوفاى 733 ق)؛ او كتابى در زمينه نفى جهت داشتن خداوند عزوجلّ به رشته تحرير درآورد. اين كتاب در حقيقت ردّ عقيده ابن تيميه است. در مقدّمه آن كتاب مى‏نويسد : امّا بعد آن چه كه مرا بر آن داشت تا اين كتاب را بنويسم، مسئله‏ايى است كه در اين مدت به وقوع پيوست و آن اين كه بعضى در صدد برآمده و مطالبى در اثبات جهت داشتن خداوند عزوجل نوشتند و هر كسى كه در اين زمينه مطالعه‏اى نداشته باشد و به وسائل معرفت، مسلّح نباشد و نيز مستبصر به نور حكمت نباشد فريفته آن سخنان مى‏گردد. لذا بر آن شدم تا عقيده اهل سنّت و اهل جماعت را بيان كرده و فساد مطالب  او (ابن تيميه) را روشن نمايم، در حالى كه او هر آن چه را كه خود ادّعا كرد، اولين كسى بود كه به نقض آن پرداخت و هر قاعده‏اى را كه مطرح نمود، خود دست به تخريب آن زد.(2)

ادامه نوشته