وقتی به آنچه می خواهی دست می یابی ...

در تکان حادثه ها و مسائل پیچیده چه بسیار مواردی آشکار می شود که برای آشکار شدن آنها به سال ها زمان احتیاج است ! و چه آسان می توان میان مدعیان و یاوه گویان تمییز قائل شد . فتامّل !

حضرت امام سجاد(ع) می فرماید :"الحمدلله الذی جعل اعدائنا من الحمقاء و الجهلاء و الاغبیاء"

اتقوا فراسة المؤمن فإنه ينظر بنور الله !

آرزوی شهادت ...

رسول خدا صلی الله وعلیه واله وسلم:

"من طلب الشهاده صادقآ اعطیها و لو لم تصبه"

کسی که صادقانه آرزوی شهادت در راه خداوند را داشته باشد اما شهید نشود خداوند ثواب شهید را به او خواهد داد.میزان الحکمه ج ۵

کشف پیام پنهانی در آلبوم بی واژه !

وقتی که شعر خواننده رو دقت کردم کمی این عبارت برایم جای سوال و تردید ایجاد کرد : " منو دریا منو بارون منو آسمون صدا کن. اسممو واژه به واژه تو دل ترانه جا کن " مخصوصا همین بند آخر " اسممو واژه به واژه تو دل ترانه جا کن " خوب مدتی زیادی هست که بنده در خصوص "subliminal messages" یا "backward messages in music" یا پیام های پنهانی که تاثیر مستقیم بر روی ناخودآگاه دارند ، تحقیق می کنم . لذا برای من جای تعجب داشت که در تراک چهارم آلبوم که در واقع شعر بی وازه رو با کیک و بیس بالاتری می خوانند ! با اجرای افکت reverse یا برگردان موسیقی کلمه " مارخین " را شنیدم و چندین بار مرور کردم به این نتیجه رسیدم که کلمه دقیقا مارخین همان اصطلاحی که اگر در فرهنگ دهخدا آنلاین جستجو کنید این معنا "نام جدید شیطان میباشد که توسط گروه شیطان پرستان ایجاد شده است " برای شما نمایش خواهد داد . فقط قصد اطلاع رسانی داشتم هموطنان عزیز می توانند با استفاده از نرم افزار "adobe audition" این تراک را بازگردانی کنند و در قسمتی که خواننده می گوید " که می خوام مثل ..." به طور کاملا واضح کلمه مارخین رو بشنوید . بنده امیدوارم که اشتباه شنیده باشم و یا در استودیو اشتباهی صورت گرفته باشد . البته ایشان خواننده مورد علاقه من هستند و به همین دلیل اینطور حساسیت نشان دادم . می توانستم یک دیدئو تهیه کنم اما چون قصد تخریب ندارم شما عزیزان را به قضاوت دعوت کردم .

برای همه هموطنان عزیز آرزوی موفقیت و بهروزی دارم

بیانات امام خمینی (ره) در خصوص شخصیت عظیم امام خامنه ای (روحی فداه)

من آقاى خامنه ‏اى را بزرگ کردم.(۱)

او کسى است که آواى دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمین جهان طنین‏انداز است؛(۲)

متعهد و مبارز در خط مستقیم اسلام و عالم به دین سیاست.(۳)

چون خورشید، روشنى مى‏دهند

این‏جانب که از سال‏هاى قبل از انقلاب با ایشان ارتباط نزدیک داشته‏ام و همان ارتباط بحمدالله تعالى تاکنون باقى است، ایشان را یکى از بازوهاى تواناى جمهورى اسلامى مى‏دانم و چون برادرى که به مسائل فقهى آشنا بوده و متعهد به آن هستند و از مبانى فقهى مربوط به ولایت مطلقه فقیه جداً جانبدارى (مى‏کنند)، مى‏دانم و در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانى اسلامى، از جمله افراد نادرى هستند که چون خورشید، روشنى مى‏دهند.(۴)

نعمتى است از طرف خدا

شما اگر گمان بکنید که در تمام دنیا، در بین رئیس‏جمهورها و سلاطین و امثال این‏ها، مى‏توانید یک نفر را مثل آقاى خامنه‏اى پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار و بناى قلبى‏اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمى‏کنید. من ایشان را سال‏هاى طولانى مى‏شناسم و در آن زمانى که اول نهضت بود، ایشان براى رساندن پیام‏ها، به اطراف تشریف مى‏بردند و بعد از (آن) که این انقلاب به اوج خودش رسید، ایشان همه جا حاضر واقعه بود تا آخر و حالا هم هست.  یک نعمتى است که خدا به ما داده است .(۵)

فقط خدمت به اسلام‏

ما در پیشگاه خداوند متعال و ولى بر حق او حضرت بقیةالله ارواحنا فداء افتخار مى‏کنیم به سربازانى در جبهه و در پشت جبهه که شب‏ها را در محراب عبادت و روزها را در مجاهدت در راه حق تعالى به سر مى‏برند. من به شما خامنه‏اى عزیز تبریک مى‏گویم که در جبهه‏هاى نبرد با لباس سربازى و در پشت جبهه با لباس روحانى به این ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالى سلامت شما را براى ادامه خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم(۶) (و) ان شاء الله تعالى، خداوند، امثال جناب عالى را که جز خدمت به اسلام نظرى ندارید، در پناه خود حفظ فرماید.(۷)

پی نوشت ها :

۱) صحیفه نور، ج ۱۵، ص ۱۳۹

۲) صحیفه نور، ج ۱۵، ص ۴۱

۳) صحیفه نور، ج ۱۵، ص ۱۷۹

۴) صحیفه نور، ج ۱۵، ص ۱۷۳

۵) صحیفه نور، ج ۱۷، ص ۱۷۰

۶) صحیفه نور، ج ۱۵، ص ۴۱

۷) صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۱۷۱

تحلیل آسان از زبان سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی

درست صد و بیست و پنج سال پیش، یعنی در سال یك هزار و دویست و هشتاد و هفت هجری قمری، مستشارالدوله، یكی از اشراف زادگان فرنگ زده ایرانی، در پاریس رساله ای نوشت با عنوان « یك كلمه » كه از نقل حتی بعضی از جملات آن می توان واقعیتی راكشف كرد كه بعد از یك صد و بیست و پنج سال و وقوع انقلابی دینی در ایران و بر پایی نظامی بی سابقه با عنوان جمهوری اسلامی، كه اسلامیت آن اصالتاً در اصل ولایت فقیه معنا پیدا می كند، هنوز هم غرب باوران و فرنگ زدگان این مرز و بوم آن را در نیافته اند. بگذارید نخست جملاتی را از آقای مستشارالدوله نقل كنم و بعد باقی قضایا را. او می نویسد:

چندی اوقات را به تحقیق اصول قوانین فرانسه صرف كردم و دیدم آن كودها در نزد اهالی فرانسه كتاب شرعی محسوب می شود...

بگذارید صراحتاً بگویم كه بنده، به تحقیق، ایمان دارم كه غرب باوران این مرز و بوم نه تنها هنوز هم قدمی فراتر از آقای مستشارالدوله برنداشته اند، بلكه بعد از یك صد و بیست و پنج سال، واقعیتِ این تقابلی را كه مشارٌالیه بین « اصول قوانین فرانسه » و « كتاب شرع » تشخیص داده بود نیز نفهمیده اند و هنوز مثل پطر كبیر تصور می كنند با تراشیدن اجباری ریش های مسلمانان می توان « دروازه تمدن بزرگ غرب » را بر جامعه گشود.

چه باید کرد؟

چه باید كرد؟ به راستی ما فرزندان انقلاب اسلامی و طلیعه داران تمدن دینی فردای جهان با این جماعت پطرهای نه چندان كبیر كه اصلاً مبانی تفكر ولایی ما را نمی فهمند و همه چیز را مثل كامپیوتر های لاشعور فقط همان طور می شنوند كه برایشان برنامه ریزی شده است، چه كنیم؟ می گوییم « درد دین »، می گویند « دموكراسی »؛ می گوییم « ولایت »، می گویند « واپس گرایی»؛ می گوییم « فقاهت »، می گویند « مدیران و كارشناسان و فراغت آفرینان »... و می گوییم:

آخر آقایان محترم! این ما هستیم كه زیر عَلَم آن سید بزرگ – روح الله موسوی – قیام كرده ایم، كه عمامه ای سیاه داشت و عبا و قبا و لبّاده می پوشید و جز در یك مدت كوتاه، هنگام تبعید در تركیه، لباس پیامبر را از تن بیرون نیاورد... و نعلین می پوشید و از هر ده كلمه ای كه می گفت، هر ده كلمه اش درباره دین بود و احكام دین و ولایت و فقاهت و تقوا و تزكیه... و حتی برای یك بار هم نشد كه دین را به صورتی متجددانه تحلیل و تفسیر كند و هر آنچه را كه می خواست به ما بیاموزد با رجوع به امثال و حِكمی بیان می كرد كه از احادیث و روایات و تفسیر قرآن و زندگی انبیا و قیام امام حسین (ع) گرفته بود و حتی برای یك بار « آزادی » را جز در تلازم با استقلال و جمهوری اسلامی معنا نكرد و از استقلال همواره معنای عدم تعبد غیر خدا را مراد می كرد – كه در تفسیر لااله الاالله وجود دارد- و از جمهوری اسلامی نیز حكومتی ولایی را در نظر داشت كه قانون اساسی آن نه از قوانین فرانسه كه از قرآن و سنت گرفته شده و نهادهای آن، بلا استثنا، چون اقماری كه بر گرد شمس ولایت فقیه نظام یافته اند، زمینه را فقط و فقط برای حكومت شرع فراهم می آورند و شرع را نیز درست همان طور معنا می كرد كه فقهای سلف كرده بودند و علی الرسم القدیم باز هم حوزه های علمیه را به فقه جواهری دعوت می كرد... و قس علی هذا.

ادامه نوشته

بدون شرح !

آیت الله وحید خراسانی و منتظری

فقط ایشان فرصت دیدار با امام خامنه ای (در قم) را نداشتند اما برای دیدار دیگران وقت بسیار دارند !

مکتب تفکیک و حمله به پایه های انقلاب اسلامی

بافته های علامه‌ی تفکیکیان

« اين است حكومت اسلامي ، اين ... پس نبايد چيزي ديگر را ، به پاي اسلام گذاشت ، و مردم – به ويژه نسل جوان – را دچار اشكال كرد كه آيا اسلام ، اين بوده‌است ؟ نه ؟ اسلام اين نيست و اين نبوده‌است . بايد حقايق را گفت ، تا نسل‌هاي جوان و مردم مختلف گمراه نشوند ، و بگويند ( و مخصوصا دشمنان متفاوت و مأموران بيگانه و نفوذيان ، القا كنند ) كه اين بود اسلام و عمل به اسلام ، و اين شد نتيجه‌ي حكومت اسلامي ... نه ، نه اين عملكردها اسلامي بوده و هست ، و نه به اسلام تاكنون عمل شده‌است ؟! به تصريح خود مقامات . [1] »

(استاد حکیمی و حجت الاسلام سیدان مروجان اصلی مکتب تفکیک)

« حكومت‌هايي كه به نام اسلام ، به‌خصوص اسلام شيعي و علوي ، حكومت مي‌كنند ، و مدعي چنين حكومتي هستند ، رعايت مواردي كه گفته شد و امثال آنها از ده‌ها مورد ديگر ، از اوجب واجبات آن‌هاست ، و گرنه حكومتي و قدرتي هستند ، ليكن نه اسلامي و نه محمدي و جعفري و علوي ... [2] »

 « اسلام‌شناسان آگاه و بي‌غرض مكلفند – چنان‌كه مكرر گفته و نوشته‌ام – اين حقايق را ، براي حفظ اسلام و مصونيت عقايد مسلمين ، به ويژه جوانان ( و بهانه نيافتن دشمنان گوناگون ) ، بگويند كه اين حكومت‌ها و مديريت‌ها و عمل‌كردها ، اسلامي نيست ؛ اگرچه ما قصدمان اين است كه حكومتي اسلامي داشته‌باشيم ، و مديريتي قرآني عرضه كنيم .... اما آن‌چه مي‌كنيم چنان نيست ، و اسلام از اين‌گونه عمل‌كردها و نسبت‌ها ، پاك  و منزّه است » .  [3]

« ما در اين‌جا موفق شديم ، 40 مورد از سيره‌ي حاكم اسلامي را براي نسل‌ها و عصرها به خصوص جوانان – با ترجمه و تحرير مضموني – بازگو كنيم » . [4]

« و امروز ، ما چه مي‌كنيم ؟امروز ، چه مقدار عمل‌كرد حاكميت اسلامي ما اسلامي است ؟ و فقه چگونه ساكت است ، و ملت در سراشيبي سقوط اقتصادي و اعتقادي و ... العياذ بالله ... » [5]

ادامه نوشته

نظرات علما در خصوص قمه زنی که برخی آن را تنها دغدغه زندگی دینی خود می دانند !

 قمه زنی قطعا حرام است


به گزارش واحد مرکزی خبر، آیت الله مکارم شیرازی در آغاز درس خارج فقه خود در مسجد اعظم قم با اشاره به نزدیک بودن ماه محرم با انتقاد شدید از قمه زنی در برخی عزاداری های حسینی افزود: کدام یک از اصول ما بر این روش منطبق است که ما از این ابزار در عزاداری ها استفاده می کنیم، مگر نمی بینید که دشمنان ما چگونه ازاین صحنه ها تصویر برداری می کنند و برای جهانیان به نمایش می گذرند و علیه شیعه به تبلیغ می پردازند.

آیت الله مکارم شیرازی تصریح کردند: عاشورای حسینی برکات فراوانی دارد و تاثیرات آن بسیار است؛ اما دشمن از این مساله سوء استفاده می کند و می خواهد عاشورا و عزاداری امام حسین (ع) را از مسیر اصلی اش منحرف کند.

این مرجع تقلید با تـاکید براینـکه محـرم فـرصت بسیـار مهمـی برای حل معضلات اجتماعی است، افزود: باید بیدار باشیم که این چشمه زلال عاشورای حسینی همچنان جوشان باشد و هیچ آلودگی در آن وارد نشود.

ادامه نوشته

از گود زورخانه ، تا بلندای شهادت

حسین فهمیده یه نمونه است تو جنگ ما، ولی این دلیل نمیشه که بگیم هیچ نوجوان دیگه ای تو اون سن تو جبهه ها نبودن. 36 هزار شهید دانش آموز و نوجوان یعنی 36 هزار فهمیده که اون زمان علائق و دلبستگی هاشون رو کنار گذاشتند و رفتند تا بقیه دانش آموزان و نوجوانهای هم سن و سالشون درس بخونن. بهنام محمدی ها، رضا پناهی ها، حسین ناصرخاکی ها، دمیاد ها، طوقانی ها و خیلی های دیگه تو اون سن و سال کوچیکشون به درک و فهمی رسیدند تا ما برامون احلی من العسل قاسم بن الحسن(ع) غیر قابل قبول و دور از ذهن نباشه. وقتی تو زندگی، وصیت نامه و .... شون سیر می کنیم دقیقا به این عروج روحانی اون جسم های کوچیک پی ببریم. یکی از اون نمونه ها و اسوه ها بزرگ پهلوان کوچک، سعید طوقانیه. کسیکه اون همه حکم و نشان رو کنار گذاشت و رفت وسط میدون جنگ و بهترین چرخ و گردش زندگیش رو زد و جاودانه شد.

این گوشه ای از زندگینامه ی بزرگ پهلوان کوچک:

سعید طوقانی، سال 1348 در تهران به دنیا آمد و به لحاظ اینکه پدرش حاج اکبر، از ورزشکاران باستانی بنام تهران بود، در سن چهار – پنج سالگی به این ورزش علاقه مند شد و به همراه پدر و برادران بزرگترش که آنان نیز از جمله ورزشکاران بودند، در زورخانه حضور پیدا می کرد .

ادامه نوشته

با سلام خدمت آیت الله وحید خراسانی!

کاش به جای تهدید صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران، فقط یک بار هم کفار و صهیونیست ها و هتاکان عاشورای حسینی را تهدید می کردید....

با انتشار اخباری درباره نمايش چهره بازيگري در نقش حضرت عباس عليه السلام در سريال مختارنامه، آيه‌الله وحيد خراساني در هشداري بسيار شديد‌اللحن و بي سابقه، صدا وسيما را از اين عمل نهي فرمودند و با شديد ترين الفاظ عوامل اين كار را تهديد فرمودند!!!

درباره این تهدید بی سابقه و دور از شان یک مرجع تقلید! ذکر چند نکته ضروری است:

اكنون قرن‌هاست كه افرادي در تعزيه‌ها نقش حضرت عباس و حتی نقش حضرت امام حسين عليهماالسلام نقش آفريني و مصائب اهل بيت در كربلا را براي مردم بيننده مجسم مي‌كنند. بنابراين نقش آفريني يك بازيگر در نقش حضرت عباس عليه السلام ، در فرهنگ و عرف ما بدون سابقه و غيرعادي نبوده و نيست.

هر چند حساسيت و موضعگيري مراجع عظام تقليد درباره مسايل روز دلگرم كننده و مايه مباحات است اما از علماي نامداری نظير حضرت آيه الله وحيد خراساني انتظار مي رود در مسايل روز متناسب وزن مسايل موضعگيري بفرمايند.

از  آيه الله وحيد خراساني انتظار مي‌رفت زماني كه صهيونيست‌ها كودكان مظلوم و مسلمان غزه را به خاك خون مي‌كشيدند، هم حساسيت به خرج داده و موضعگيري مي فرمودند.

 از حضرت آيه الله وحيد انتظار مي‌رفت زماني كه اوباش سبز يكسال پيش در تشيع جنازه مرحوم آيه الله منتظري به صدر و ذيل مقدسات اسلامي توهين كردند و در جوار حرم حضرت معصومه (س) سوت و كف به راه انداختند هم  از خود حساسيت نشان داده و موضعگيري مي‌فرمودند.

از حضرت آيه الله وحيد انتظار مي‌رفت زماني كه آشوبگران سبزپوش در عاشوراي حسيني وحشيانه خيمه عزاداري ابي عبدالله را به آتش كشيدند، بانوان محجبه و مومن را تهديد كردند و چادر از سر مادر شهيدي كشيدند، نمازگزاران ظهر عاشورا را سنگباران كردند، براي عزاداران رعب آفريدند و اماكن عمومي را به آتش كشيدند و در روز عزاي حسيني هلهله و شادي كردند هم از خود حساسيت نشان داده و موضعگيري مي‌فرمودند.

نمايش چهره حضرت عباس عليه السلام كار زشت‌تري است يا انجام آن اعمال پليد در روز عاشوراي حسيني؟ و یا عدم مشخص نمودن موضع خود نسبت به ولایت فقیه ؟ نه از زبان دیگران بل از زبان خود در تریبون عمومی !

بن بست تفکیک گراها و انجمن حجتیه ای ها (1)

شمایلی از علامه و فیلسوف عدالت؟! مکتب ساز بی نظیر!! (علامه مکتب تفکیک جناب محمد حکیمی)

با سبك و سياق تخريبي و چشم بر واقعيت‌ها فروبسته و يا در كمال جهل و تجاهل ! چنين به افاضه پرداخته تا نظام و حكومت اسلامي و ميراث گران‌قدر امام و شهيدان را زير سؤال ببرد و اغراض نهفته‌ي تفكيك‌گرايي را آشكار سازد ! او كه خود و قلمش را به عنوان يك مصلح فريادگر معرفي نموده و مدعي است پنجاه سال فرياد زده ! و اكنون بايد با نيروي بيشتر فرياد بزند چرا كه از اسلام خبري نيست كه نيست !!

وي كه عدالت را فقط در بعد اقتصاد مي‌بيند اسلام را هم منحصر در تأمين معيشت مي‌بيند و بسان يك مادي‌گرا كه زيربنا را اقتصاد مي‌داند فرياد از حلقوم بينوايان مي‌نوازد !! و سيماي ترسيمي او پس از فربه‌نشان كردن حكومت اسلامي به عدل اقتصادي چنين است :

اين است حكومت اسلامي ، اين ... پس نبايد چيزي ديگر را ، به پاي اسلام گذاشت ، و مردم – به ويژه نسل جوان – را دچار اشكال كرد كه آيا اسلام ، اين بوده‌است ؟ نه ؟ اسلام اين نيست و اين نبوده‌است . بايد حقايق را گفت ، تا نسل‌هاي جوان و مردم مختلف گمراه نشوند ، و بگويند ( و مخصوصا دشمنان متفاوت و مأموران بيگانه و نفوذيان ، القا كنند ) كه اين بود اسلام و عمل به اسلام ، و اين شد نتيجه‌ي حكومت اسلامي ... نه ، نه اين عملكردها اسلامي بوده و هست ، و نه به اسلام تاكنون عمل شده‌است ؟! به تصريح خود مقامات . ( آن جا که خورشید می وزد ص47-48)

ادامه نوشته

جا مانده ایم ...

شهدا شرمنده ایم

ما  همانیم  که  از  قافله  ها  جا  ماندیم

چاره ای نیست که در حسرت آنها ماندیم

آسمانـی  هـمـه  بودند  و  رفتند  آنجـا

ما که از جنس زمینیم در اینجا ماندیم

نـور  بودند  کـه  در  آیـنه ها تـابـیـد انـد

ما هم از برکت آنهاست که بینا ماندیم

این چه رازیست که رفتند سبکبال و رها

ما که عمریست در این حلِّ معما ماندیم

دل بریدند چـه راحت ز همه بـود و نـبود

آه و افسوس که ما بنده ی دنیا ماندیم

بار  بستند  به  امید  رسیدن  به  خدا

ما وصال همه شان را به تماشا ماندیم

جنگ ، خون ، آتش و ایثار ، شهیدی دیگر

قـاصـر  از  گفتن  و  درگیـر  غـزلها  ماندیم

رود  بودند  که  تا  وسعت  دریا  رفتند

قطره بودیم و در حسرت دریـا ماندیم

کـاش آن قافله سالـار نگاهی بـکـند

ما همانیم که از قافله ها جا ماندیم

آقا جان ...

 

دوست دارم كز غم جانسوز عاشورا بميرم
بنده آنگه باشم او را كز غم مولا بميرم

مي‌كُشد شرمم كه بعد از او نفس آيد هنوزم
جاي دارد كز غم اين زندگاني‌ها بميرم

كاش سيلي گردد اين اشك غمش كآيد زچشمم
تا مگر ويران كند بنياد عمرم را بميرم

مي‌زنم خود لاف عشق اما شود ثابت زماني
چون رسم بر كوي جانان جان دهم آنجا بميرم

كاش سر بر تربت كويش نهم در آخرين دم
در جوار قتلگاه زاده زهرا بميرم

كشته شد جان جهاني مرگ بر اين زندگاني
زندگي آن است كز اين محنت عظما بميرم

هر طرف گل‌چهره‌اي در خاك و خون افتاده بي‌جان
يارب از داغ كدامين لاله حمرا بميرم

از براي قاسم و اصغر نثار اين جان نمايم
يا كه از داغ حسين و اكبر ليلا بميرم

يا كنار نهر علقم، دست غم بر سر بكوبم
وز غم ناكامي آن تشنه لب سقا بميرم

امضای خدا پای برگه امتحان زندگی ...

  دیروز بود که عزیزی از این بنده حقیر دست نوشته و امضاء خواست ، مناسب دیدم تا امضای یاران و سرداران حقیقی لشکر امام حسین (ع) را در معرض دیدگان شما قرار دهم .

شهید مهدی باکری


ادامه نوشته

یادمان باشد ...

. . امروز روز پنجم است كه در محاصره هستيم, آب را جيره بندي كرده ايم, نان را جيره بندي كرده ايم. . . عطش همه را هلاك كرده; همه را جزشهدا كه حالا كنار هم در انتهاي كانال خوابيده اند, ديگر شهدا تشنه نيستند, فداي لب تشنه ات اي پسر فاطمه (سلام الله علیها)

- آخرين برگ از دفترچه يادداشت يكی از رزمندگان گردان كميل-

 ما سالهاست كه در محاصره هستيم !
محاصره « نام » و « نان ! »
« صداقت » را جيره بندي كرده ايم و « بازي هاي فضيلت كش سياسي » همه را هلاك كرده, همه را جز كبوتران كه در سالهاي قحطي باران , بدنبال قطره اي آفتاب فقط آسمان آبي را انتظار مي كشند و بس !
ما سالهاست كه در محاصره هستيم ! از آسمان غبارآلود چقدر تشنگي مي بارد, اما ديگر لاله ها تشنه نيستند.

ادامه نوشته

توهین به شهدا، ثمره صدور مجوز به گروه های موسیقی شیطان پرستی

به گزارش پایگاه 598،کنسرت فرشید اعرابی که پنج شنبه گذشته در سالن اریکه ایرانیان تهران برگزار گردید با حواشی تأثر برانگیزی همراه بود که در آن علاوه بر تبلیغ علائم گروه های شیطانی،به ساحت مقدس شهدا توهین گردید.

در حالیکه دلسوزان جامعه بارها نسبت به غفلت مسئولان فرهنگی کشور از زیر مجموعه های خود اعم ازحوزه  تأتر، موسیقی، سینما و ... هشدار داده اند دوباره نیز برگزاری یک کنسرت درهفته گذشته در سالن اریکه ایرانیان تهران تعجب همگان را بر انگیخت.

در این کنسرت کهتوسط یکی از گروه های مروج موسیقی راک-متال (موسیقی رسمی فرقه های شیطان پرستی درسراسر دنیا) برگزار گردید، پخش تصاویری از شهدای جنگ تحمبلی با توهین تماشاگران به ساحت مقدس این شهیدان همراه گردید.

حضار مراسم به هنگام پخش این تصاویر با استفادهاز نماد های شیطان پرستی،به تشویق گروه خواننده پرداختند.این برای اولین در کشورمی باشد که با مساعدت مسئولان فرهنگی،یک گروه مروج موسیقی شیطان پرستان موفق شدند  با استفاده از تصاویر دفاع مقدس به تبلیغ نماد های شیطان پرستی بپردازند.

طی سال های گذشته نیز بعضی از خوانندگان گروههای موسوم به "زیر زمینی"با ساخت یک موسیقی با مضامین پیرامون اهلبیت(علیهم السلام)توانستند نظر مسئولان فرهنگی را برای صدور مجوز آثار سخیف خودجلب کنند.

با عرض پوزش از محضر خانواده های معظم شهدا و یادگاران عزیز سال های دفاع مقدس چند نمونه از تصاویر این کنسرت را در ذیل مشاهده بفرمایید.


منبع خبر

نه عجب که در شهر کوران خورشید را دشنام دهند ...

دل نوشته شهيد آوينی پس از ديدار با مقام معظم رهبری

مطلبي كه خواهيد خواند پس از ديدار هنرمندان حوزه هنري با رهبر معظم انقلاب، حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، در آبان‌ماه 1368 نگارش يافته و در شماره آذرماه 1368 ماهنامه‌ «سوره» به چاپ رسيده است.

ديديم كه مي شناسيمش ……..و تصويرش را از پيش در خاطر داشته ايم. ديديم كه مي شناسيمش، نه آن سان كه ديگران را…… و نه حتي آن سان كه خود را. چه كسي از خود آشناتر ؟ ديده اي هرگز كه نقش غربت در چهره خويش بيند و خود را نبشناسد؟

ديديم كه مي شناسيمش، بيش تر از خود … تا آنجا كه خود را در او يافتيم، چونان نقشي سرگردان در آبگينه كه صاحب خويش را باز يابد و يا چونان سايه اي كه صاحب سايه را …… و از آن پس با آفتاب خود را بر قدمگاهش مي گستر ديم و شب كه مي رسيد به او مي پيوستيم.

آن صورت ازلي را چه كسي بر اين لوح قديم نقش كرده بود؟ مي ديديم كه چشمانش فاني است ، اما نگاهش باقي، مي ديديم كه لبانش فاني است ، اما كلامش با قي. چشمانش منزل عنايتي ازلي و دهانش معبر فيضي ازلي و دستانش... چه بگويم ؟ كاش گوش نامحرمان نمي شنيد .

پهندشت "حدوث " افقي بود تا "طلعت ازلي " او را اظهار كند و "زمان فاني "، آينه اي كه آن "صورت سرمدي را ديديم كه مي شناسيمش، و او همان است ، كه از اين پيش طلعتش را در آب و خاك و باد و آتش ديده ايم، در خورشيد آنگاه مي تابد، در ابر آنگاه كه مي بارد،در آب باران آنگاه كه در جست و جوي گودال ها و دره ها برمي آيد ،در شفقت صبح ،در صراحت ظهر درحجب شب در رقّت مه و در حزن غروب نخلستان، در شكافتن دانه ها و در شكفتن غنچه ها ... در عشق پروانه و در سوختن شمع.

ادامه نوشته

بانوی جنگ : lady war

جهالت و سفاهت ، آفت‌هاي فكري و آسيب‌هاي اجتماعي و سياسي (2)

متعبدان جاهل در صحنه تلاش‌هاي عبادي و معنوي و متعاملان جاهل در عرصه فعاليت‌هاي اجتماعي و سياسي 

بر مبناي كلام ژرف حضرت امام هادي (ع) كه فرمودند: جاهل و سفيه ذيحق در اثر ابتلا به جهالت و سفاهت، چراغ حق خويش را خاموش مي‌كند، (1) يكي ديگر از مهم‌ترين حقوقي كه جاهل از خود سلب مي‌كند، هدايت و راهيابي است.

هدايت مولود شناخت است، و بسيار عظيم و بنيادي مي‌باشد، زيرا ميوه و ثمره درخت معرفت و شناخت به شمار مي‌رود و چنانچه اين حاصل و ثمر، در مرتبه عالي نباشد، حكايت از ضعف و كاستي در كسب شناخت دارد و طبيعي است كه بشريت به شدت به هدايت و ثمرات آن نيازمند است و به آثار ارزشمند آن كه نقش آفريني تعاليم و قوانين اسلام در همه ابعاد و جلوه‌هاي حيات فكري، اعتقادي، عبادي، اجتماعي، اخلاقي، تربيتي و سياسي است محتاج مي‌باشد.

پرورش انسان‌هاي پاك و وارسته و مفيد و موثر براي جوامع انساني در همه زمينه‌ها و در تمام شئون حيات مادي و معنوي و در همه عرصه‌هاي فعاليت و در سطح مديريت كلان سياسي و حكومتي، معلول تحقق هدايت و راهيابي انسان و حركت صحيح او در مسير رشد و كمال و پيشرفت مي‌باشد. بنابراين درخت معرفت و شناخت بايد ميوه و ثمره هدايت و راهيابي دهد و اگر ندهد، ترديدي وجود ندارد كه معرفت و شناخت‌ها، اصيل و جامع نبوده‌اند، بلكه سطحي و بي‌بنيان بوده‌اند، و با توجه به تحقق نيافتن هدايت الهي در همه جنبه‌ها و جلوه‌ها كه سياست و تشكيل حكومت و جهاد با دشمنان و دفاع از تماميت دين و استقلال سرزمين‌هاي اسلامي از مهم‌ترين و محوري‌ترين آنهاست، مي‌توان به صراحت دريافت كه تا چه ميزان شناخت‌ها و بينش‌ها از دين مبين حق، ضعيف و ناقص بوده است كه جامعيت هدايت را در تمام جلوه‌ها از جمله حيات اجتماعي و سياسي به حيطه عمل دقيق و موثر در نياورده است.

ادامه نوشته

جهالت و سفاهت ، آفت‌هاي فكري و آسيب‌هاي اجتماعي و سياسي (1)

فقدان شناخت و بصيرت، بيماري بزرگ جاهلان 

هميشه چنين بوده و هست كه صاحبان صفات ناپسند و رفتارهاي ناهنجار و عملكردهاي تباه قبل از اين كه به ديگران زيان وارد كنند، به خود زيان زده‌اند و آفات و آسيب‌ها گريبان‌گير خود آنان شده است. هر حاصل و ثمره‌اي، نتيجه نهايي بذري است كه افشانده مي‌شود و طبيعي است كه بذر نيكي‌ها، نيكي به بار مي‌آورد، و بذر بدي‌ها، تباهي نتيجه مي‌دهد.

در اين ميان، روزگار ابلهان و جاهلان از ديگر افراد و اقشار جامعه اسف انگيزتر مي‌باشد، زيرا علاوه بر آنكه علم نياموخته و به جهل مبتلا هستند و از عقل و خرد گريخته و بي‌عقل و خرد مي‌باشند و با اين خصال و رفتار به جامعه ضربه مي‌زنند، در اثر جهل و حمق چراغ حق خود را خاموش مي‌كنند و كاملا بي‌نصيب و دست تهي باقي مي‌مانند!

محروميت سفيهان و جاهلان از حق خويش موضوع بسيار مهمي است و داراي وسعت و گستردگي و ابعاد گوناگون مي‌باشد و از همين رو ائمه دين(ع) به طور اختصاصي موضوع جهل و آسيب‌رساني جاهلان را مطرح و مواريث فكري و آموزه‌هاي اجتماعي و سياسي مهمي را به جوامع اسلامي انتقال داده‌اند.

ادامه نوشته

یادمان رفته ...

در نظر اول شاید به نظر بیاید که این عکسی از یک خیابان در ایران است اما به هیچ وجه این طور نیست. این عکس متعلق به جنوب لبنان در جاده ای منتهی به روستای «کفرا» می باشد. الحق که جای حسرت خوردن دارد .

فدای رهبرم عزیزم می شوم

در قفس پریدن دلم را آزرد ، شهدا به دادم برسید ...

این همه خون و اما دین ما ...

کبوترها ، کبوترها ، به دلجویی از آن بالا

نگاهی زیر پا گاهی اسیران قفس را !

خوشا پروازتان با هم ، بلند آوازتان با هم

به یاد آرید ما را هم در آن پرواز کردن ها ...

کبوترها ، کبوترها ، هوای پر زدن دارم

ولی با من نمی آید ، نمی آید دلم ، دردا !

چه دیدی ای دل اینجا ، تو که ماندی در گل اینجا تو

شدی بی حاصل اینجا تو ، بیا با هم رویم آنجا

شکن حصر و قفس دیگر ، رهایی را بکن باور

بزن در آسمان ها پر ، به پرواز آ ، به پرواز آ ...

هوا گر بسته پایت را لگامی زن هوایت را

بده دست ولایت را ، غزلخوانان بیا با ما

فریبت داده گر دنیا ، فریبی ده تو هم او را

بگیر اوجی بناگاه و بزن پا بر سر دنیا

درنگت چیست هان ای دل ؟! همه رفتند تا منزل

چرایی این چنین غافل ، بیا ،  دیر است تا فردا

منم ، آن خویش گم کرده ، که خود را کرده ام پیدا

تو هم رستی ز بند ای دل ، بیا نزدیک شد منزل

بگو با من ، چه می بینی در آن آفاق نا پیدا ؟

شاعر محترم : خانم فاطمه راکعی

آماده ایستاده ایم ...

 دستمان بر روی ماشه است

سارقان نام "انسان"

بكشيد ما را؛ ملت ما بيدارتر مي شود

حسین حسین شعار ماست   شهادت افتخار ماست

حضرت روح الله (ره) چنین می فرمود :
و هرچه ستمكاري بيشتر باشد، دين عدل بيشتر تاييد مي شود. ظالم با اعمال ظالمانه خودش دين عدل را تاييد مي كند؛ و لايزال اينطور بوده است . فرعون با فرعونيت وطغيانش دين موسي را تاييد مي كند، و ابوسفيان با طغيان ، دين رسول اكرم را تاييدمي كند؛ و محمدرضا با طغيان و عصيان و جور و ستم ، دين اسلام را تاييد مي كند. خداهمان طوري كه از قشر متفكرين روحاني تاييد مي شود. . . ، خداي تبارك و تعالي مي فرمايد كه از قشرهاي فاسد هم ، از رجل فاجر هم ، دين اسلام و دين خدا تاييدمي شود؛ و آن به همين معناست كه گفتم . نه تاييد مي كند؛ تاييد "مي شود": لايزال يويد هذاالدين بالرجل الفاجر.
بكشيد ما را؛ ملت ما بيدارتر مي شود
اين رجل فاجري كه خون عزيز ما را به زمين ريخت ، تاييد كرد دين خدا را. يعني خدا دين خودش را به او تاييد كرد. با ريختن خون عزيز ما ، تاييد شد انقلاب ما . اين انقلاب بايد زنده بماند، اين نهضت بايد زنده بماند، و زنده ماندنش به اين خونريزيهاست .بريزيد خونها را ؛ زندگي ما دوام پيدا مي كند. بكشيد ما را ؛ ملت ما بيدارتر مي شود. ما ازمرگ نمي ترسيم ؛ و شما هم از مرگ ما صرفه نداريد. دليل عجز شماست كه در سياهي شب ، متفكران ما را مي كشيد. براي اينكه منطق نداريد. اگر منطق داشتيد كه صحبت مي كرديد؛ مباحثه مي كرديد. لكن منطق نداريد، منطق شما ترور است ! منطق اسلام تروررا باطل مي داند. اسلام منطق دارد؛ لكن با ترور شخصيتهاي بزرگ ما، شخصهاي بزرگ ما، اسلام ما تاييد مي شود.
نهضت ما زنده شد. تمام اقشار ايران ، باز زندگي از سر گرفت . اگر يك سستي ، ضعفي پيدا كرده بود، زنده شد. اگر نبود شهادت اين مرد بزرگ ، و اگر مرده بود اين مرد بزرگ در بستر خودش ، اين تاييد نمي شد؛ اين موج برنمي خاست . الان موجي در همه دنيا، همه دنيا، همه دنيايي كه به اسلام علاقه دارند، اين موج بلند شد. ساير كشورها هم ؛ برادران .
صحیفه نور - جلد هـفتم - صفحه 183

بسیار خسته و دلگیرم از ...

دیگر نمی خواهم بمانم ...

از زندگی از این همه تکرار خسته ام
از های و هوی کوچه و بازار خسته ام

دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه
امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام
دل خسته سوی خانه تن خسته می کشم

آوخ ... کزین حصار دل آزار خسته ام
بیزارم از خموشی تقویم روی میز
وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام
از او که گفت یار تو هستم ولی نبود

از خود که بی شکیبم و بی یار خسته ام
تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید
از حال من مپرس که بسیار خسته ام

آسیب شناسی نو اخباري گري در گستره فرهنگ و تمدن

نو اخباري گري ؛ در گستره فرهنگ و تمدن اسلامي 

اخباري گري جرياني قوي و مطرح در گستره فرهنگ و تمدن اسلامي است که در مقطعي زماني سر برآورد و سپس رو به افول نهاد؛ اما اکنون پرسش اين است که آيا اخباري گري بار ديگر رخ مي نمايد يا رونق دوباره آن پنداري بيش نيست.

کلمه اخباري گري به صورت مطلق (اخباريون) به معني يک گرايش فقهي و طرفداران آن است گرايشي که در برابر گرايش يا مکتب فقهي اجتهادي معنا مي يابد. اخباري گري در مقابل مجال فراخي که اصوليون در فرايند استنباط فقهي براي عقل در نظر مي گيرند، فرصت اندکي قائل است و به صراحت، توانمندي عقل را براي کارآمدي در حوزه فقه و استنباط فقهي زير سوال مي برد. چنين نگاهي به جايگاه عقل در فرايند فهم دين ، در عهد معصومان (ع) ريشه دارد؛ چه در عهد پيامبر (ص) و چه عهد امامان معصوم (ع) ، ما با شکل هاي مختلف مواجهه با سخن معصوم (ع) روبرو هستيم. صحابي در مواجهه با الفاظ و سخنان معصومان (ع)، گاه سخت پايبند و گاه نوعي روش اجتهادي و استنباطي را پيش مي گرفتند؛ براي مثال وقتي پيامبر اکرم (ص) از غزوه ي خندق بازگشت، دليل نقض عهد بني قريظه، تصميم گرفت، هر چه زودتر آنها را محاصره کند؛ از اين رو هنگام نماز ظهر اعلام کرد که نماز عصر را در محله ي بني قريظه مي خوانيم. اين سخن به اين معنا بود که صحابه و مجاهدان اطراف پيامبر ، خود را به سرعت به محله بني قريظه برسانند و غزوه بعدي را به تاخير نيندازند. ياران پيامبر به راه افتادند، ولي پيش از رسيدن به محله ي بني قريظه، نماز عصر در محله بني قريظه، نص سخن پيامبر است و نبايد از آن تخطي کرد، بنابراين اگر نمازمان قضا هم بشود، پيش از رسيدن به بني قريظه نماز نمي خوانيم تا به نص سخن پيامبر (ص) عمل کنيم.

عده اي هم ديگر گفتند : منظور پيامبر از اين سخن اين بود که براي رسيدن به محله بني قريظه شتاب کنيد. حال که ما نتوانستيم به اين سخن پيامبر عمل کنيم و به موقع خود را به آنجا برسانيم که نماز عصرمان هم قضا بشود. نماز عصر را در اين دقايق ادا مي خوانيم و سپس خود، را به بني قريظه مي رسانيم.

ادامه نوشته

بدون شرح مشروح است !

در تنهایی و خستگی می خوانم ...

پرواز با خورشيد

 بگذار ، كه بر شاخه اين صبح دلاويز

بنشينم و از عشق سرودي بسرايم .

آنگاه ، به صد شوق ، چو مرغان سبكبال ،

پر گيرم ازين بام و به سوي تو بيايم

 خورشيد از آن دور ، از آن قله پر برق

آغوش كند باز ، همه مهر ، همه ناز

سيمرغ طلايي پرو بالي ست كه – چون من –

از لانه برون آمده ، دارد سر پرواز

 پرواز به آنجا كه نشاط است و اميدست

پرواز به آنجا كه سرود است و سرورست .

آنجا كه ، سراپاي تو ، در روشني صبح

روياي شرابي ست كه در جام بلور است .

آنجا كه سحر ، گونه گلگون تو در خواب

از بوسه خورشيد ، چو برگ گل ناز است ،

آنجا كه من از روزن هر اختر شبگرد ،

چشمم به تماشا و تمناي تو باز است !

من نيز چو خورشيد ، دلم زنده به عشق است .

راه دل خود را ، نتوانم كه نپويم

هر صبح ، در آيينه جادويي خورشيد

چون مي نگرم ، او همه من ، من همه اويم !

او ، روشني و گرمي بازار وجود است .

در سينه من نيز ، دلي گرم تر از اوست .

او يك سرآسوده به بالين ننهادست

من نيز به سر مي دوم اندر طلب دوست .

ما هردو ، در اين صبح طربناك بهاري

از خلوت و خاموشي شب ، پا به فراريم

ما هر دو ، در آغوش پر از مهر طبيعت

با ديده جان ، محو تماشاي بهاريم .

ما ، آتش افتاده به نيزار ملاليم ،

ما عاشق نوريم و سروريم و صفاييم ،

بگذار كه – سرمست و غزل خوان – من و خورشيد :

بالي بگشاييم و به سوي تو بياييم

ما که هستیم ... ؟!

تقدیم به عزیزانم در حجتیه اصفهانیها

 

ما که هستیم ؟ به ایمان پر از شک دلخوش

طفل طبعیم و به بازی عروسک دلخوش

پایمان بر لب گور است و حریصیم هنوز

با همان هلهله شادیم که کودک دلخوش

ماهی تُنگ در اندیشه دریا دلتنگ

ما نهنگیم و به یک برکه کوچک دلخوش

جز دورویی و ریا سکّه نیندوخته ایم

کودکانیم و به سنگینی قلّک دلخوش

باد ، حیثیت این مزرعه را با خود برد

ما کماکان به همان چند مترسک دلخوش

 

سروده : محمد حسین نعمتی

آسیب شناسی کتاب اصول کافی و احادیث آن

آسیب شناسی احادیث اصول کافی

منقول است که : این کتاب به امام زمان (عج) عرضه شده و ایشان فرمودند: "الکافی کاف لشیعتنا" یعنی کتاب کافی برای شیعیان ما بس است (مقدمه ترجمه اصول کافی از دکتر مصطفوی،ص 7 ).

متاسفانه این مطلب در برخی منبر ها گفته شده و به آن دامن می زنند در حالی که در کتاب کافی اخبار غیر معتبری نیز وجود دارد که راویان آنها از نظر رجال شناسان افراد غالی و کذاب و جعل کننده حدیث شناخته می شوند.

حال نظریه مذکور را مورد بررسی قرار می دهیم :

1. علامه مجلسی می فرمایند:

بعضی از گزاف گویان به طور یقین می گویند: همه کتاب کافی بر امام زمان (عج)عرضه شده است چون کلینی در بغداد،شهر نمایندگان آن حضرت بوده است . بطلان سخن آنان بر کسی پوشیده نیست(مرآه العقول،چاپ جدید،جلد 1،ص 22).

ادامه نوشته

محرّم‌های مکرّر

مُحرّمی دیگر فرا رسید و باز به سنّت، لباس سیاه به تن می‌کنیم و در هیئت سینه می‌زنیم و این‌ها همه بدان خاطر است که بگوییم دوست‌شان داریم و دوست می‌داشتیم که در آن روز هم«راه»‌شان بودیم و یاری‌شان می‌کردیم. راستی اکنون آن «راه» کجاست؟ این‌همه سیه‌پوش‌اند و عزادار، ولی انگار آن راه فراموش شده!
وقتی به خودم و اطرافیانم دقیق می‌شوم، می‌بینم انگار این عزاداری‌ها حکم یک سرگرمی را برای‌مان پیدا کرده است. نه این‌که بگویم کسی سوگوار آن عزیزان نیست؛ نه... همه، سنگینیِ غم را بر دل‌های‌مان احساس می‌کنیم و با گریه سعی داریم بار دل‌مان و بار سنگین گناهان‌مان را سبک کنیم ولی آیا آن‌همه مصیبتی که بر آن عزیزان وارد شد فقط همین کارکرد را داشت؟!
به راستی که برای حسین(ع) دو بار باید عزا بگیریم و دوبار بگرییم. یک‌بار برای حسینی که در عاشواری محرم سال 61 شهید شد و دیگر برای حسینی که هرروز، در میان نگاه بی‌تفاوت همه‌گان شهید می‌شود! مصیبت حسینی که هر روز -حتی در مجلس عزایش- خواسته یا ناخواسته مظلوم واقع می‌شود، جان‌سوز نیست؟
وقتی در زیارت عاشورا بر اولین ظالم محمد(ص) و خاندانش لعن می‌فرستم و سپس هرآنکس را که از آن ظالمین تبعیت کرده‌اند شامل آن لعن می‌کنم؛ می‌ترسم که نکند این لعن شامل من شود وقتی دستورات ایشان را آن‌گونه که می‌خواهم عمل می‌کنم و نه آن‌گونه که ایشان از من خواسته‌اند. وقتی، در مقابل سفره‌های رنگینی که به نام سیدالشهدا پهن می‌شود -آن‌گاه که عده‌ای گرسنه‌اند- ساکت می‌مانم. وقتی این‌همه اسراف به نام اهل بیت(ع) صورت می‌گیرد و صدای بلندگوهای هیئت حسینی(!) ریاکارانه، آن‌قدر بلند می‌شود که همسایه‌های چند کوچه بالاتر را نیز آزار می‌دهد و به ایشان نمی‌توانم اعتراض کنم و نمی‌توانند اعتراض کنند؛ می‌بینم که اگر کاری نکنم انگار حسین را تنها گذاشته‌ام. انگار آن‌چه را که به او نسبت داده‌اند پذیرفته‌ام. احساس می‌کنم انگار حسین(ع) برای مسلمانان همان کاری می‌کند که مسیح برای مسیحیان. یعنی فلسفه عاشورا فقط در این بوده که من و تو را بگریاند تا بار گناهان‌مان سبک شود. من و تو هردو سرباز حسینیم اگر در مقابل بداخلاقی‌های خود و دیگران بی‌تفاوت نباشیم.

نوشته شده توسط زهیر قدسی

بازاريابى شبكه اى يا كلاهبردارى مرموز (3)

اطلاعاتى مختصر از پنج شركت خارجى  

در اين بخش، به ويژگى ها و روش كار برخى از شركت هاى معروف خارجى اشاره اى اجمالى و فهرستوار مى شود، تا عزيزان خواننده گرفتار دام آنها نشوند.

الف) پنتاگونو (شركت فيوچراستراتژى)

1ـ زمان تأسيس : سال 1994 ميلادى.

2ـ محلّ تولّد : مودناى ايتاليا

3ـ سرويس خدمات: كارت اعتبارى Superema براى اعضا فرستاده مى شود، كه طبق ادّعاى شركت فرد را قادر مى سازد تا سالانه معادل 1200 دلار از تخفيف 5 تا 60 درصدى مؤسّسه هاى وابسته و طرف قرارداد شركت استفاده كند.(1)

ادامه نوشته

بازاريابى شبكه اى يا كلاهبردارى مرموز (2)

چگونگى فعاليّت شركت هاى مذكور

 تمام اين شركت ها، اعمّ از خارجى و داخلى، چه آنها كه كالا يا خدماتى عرضه مى كنند، يا بدون آن فعاليّت مى نمايند، آنان كه در پشت نام هاى مقدّس مخفى شده اند، يا با شعارهاى فريبنده براى مردم دام مى گسترند، و غير آنها; آرى، ماهيّت فعاليّت تمام اين شركت ها يك چيز است، و آن گرفتن پول هاى كلان، از گروه زيادى از مردم، و به جيب زدن قسمت عمده آن، و تقسيم كردن بخش كمى(1) از آن در بين سرشاخه هايى كه موفّق به جذب تعداد معيّنى مشترى شده اند، و مواجه ساختن تعداد فراوانى از مردم در رده هاى پايين با ضرر و زيان و خسارت، كه خوشبختانه پرونده هاى زيادى از اين دسته از افراد هم اكنون در مراكز قضايى در جريان است.(2)

ادامه نوشته

بازاريابى شبكه اى يا كلاهبردارى مرموز (1)

عنوان هايى همچون «بدون دردسر صاحب 000/30 دلار شويد!»، «بازاريابى جهانى با درآمد عالى!»، «آيا به دست آوردن 640/116 دلار تحوّلى در زندگيتان ايجاد نمى كند؟»، «هديه طلائى» «كارگشا»، «شما هم مى توانيد در يك شب 000/000/20 تومان پول حلال به دست آوريد!» مخصوصاً هنگامى كه چهره واقعى خود را تحت جملات و نام هاى مقدّسى همچون «طرح ملّى باقيات صالحات»، «هماى رحمت»، «اميدآوران ابتسام»، «طرح پيوند و همكارى»، «شجره انفاق»، «خيرانديشان جوان»، «كارگشاى انصار الموحّدين» و مانند آن پنهان نمايد، هر انسانى را وسوسه مى كند.

عدّه اى، كه تعداد آنها كم نيست، در مقابل چنين وسوسه هايى مقاومت نموده، و با تفكّر و انديشه پيرامون ماهيّت واقعى اين نوع مؤسّسات فريبكار، يا با مشورت با كسانى كه پيرامون چنين فعاليّت هاى مرموزى از تجربه وتخصّص كافى برخوردار هستند، يا با مشاهده قربانيان اين دام هاى به ظاهر زيبا، اعتنايى به اين چراغ سبزها ننموده، و با كنار زدن جملات فريبنده فوق، به ماهيّت واقعى آن پى برده، و خود را آلوده آن نمى كنند. مگر ممكن است فرد با ايمانى بوى تعفّن گناه را استشمام كند، و آلوده آن شود؟

ادامه نوشته

عاشورا تمام شد و ما در کوفه نفس مانده ایم ...

چون که « عابس » گرمی هنگامه دید

خون غیرت در رگ و جانش دوید

گفت با خود : مرد باید بود ، مرد

خوش بود از  مرد ، استقبال درد

چون به جانش آفتاب عشق تافت

در حریم باده خواران ، بار یافت

دست شوقش دامن ساقی گرفت

 و ز کفش جام هوالباقی گرفت

ادامه نوشته

دودمانتان را به آتش می کشیم ...

دشداشه‌هاي اتوكشيده!
چفيه‌هاي عربي!
پروفسورهاي قدبلند!
پروفسورهاي پهن!
جنازه‌هاي موميايي شده!
غُسل برائت از بن لادن
قربة الي‌الايالات
چه مي‌كند در استخرهايتان؟
عينك ريبن
امير امارات!
«سلام علي پنتاگون»
امير قطر

ادامه نوشته

ما می آییم وارثان خون همان مردادن مرد ...

جنگ باور می‌کنم

 
به کسی که پرچم کشورش را در چمدانش گذاشته و از فرودگاهی به فرود گاهی آواره است

به کسی که در کتابخانه های عمومی اروپا خوابیده است بر روی نقشه جهان در حالی که اشکهایش از قاره ای به قاره
ای سفر می کند

به مردمی که پایمالشان می کنند اما نمی توانند انکارشان کنند . به دخترکان آوار و مشق های نا تمام .


بغضُ باور میکنم، وقتی که خنده زخمیه
جنگُ باور می کنم ، وقتی پرنده زخمیه

بوی باروت ، بوی سیب ، طعم شکستن صدا
رنگِ خاکستریِ مرگِ تموم ِ آدما

اگه تلخه اگه شیرین ، دیگه دور آخره
یه نبرد بی امون ، یه جنگ نا برابره

آخرین سنگُ به شیشه های دنیا می زنیم
می میریم، آتیش به چشمای تماشا می زنیم

گریه می کنیم که روشن شه چراغ خنده ها
دیگه دلواپس دنیا نباشن پرنده ها

نازنین گریه نکن ، فردا که آفتاب بزنه
طعم زیتون می ده خونی که تو رگهای منه
 
عبدالجبار کاکایی

در کوفه نمانیم  ...

 

در کوفه نمانیم ...

خون حسین و اصحابش كهكشانی است كه بر آسمان دنیا راه قبله را می نمایاند . بگذار اصحاب دنیا ندانند . كِرم لجن زار چگونه بداند كه بیرون از دنیایی كه او تن می پرورد ، چیست؟ زمین و آسمان او همان است ، و اگر او را از آن لجن زار بیرون كشند ، می میرد . امت محمد را آن روز جز حسین ملجاً و پناهی نبود. چه خود بدانند و چه ندانند ، چه شكر نعمت بگزارند و چه نگزارند . واقعه عاشورا دروازه ای از نور است كه آنان را از ظلم آباد یزیدیان به نورآباد عشق رهنمون می شود ... اگر نبود خون حسین ، خورشید سرد می شد و دیگر در آفاق جاودانه شب نشانی از نور باقی نمی ماند ... حسین چشمه خورشید است . "شهید آوینی"

*** و مکروا و مکرالله ... ***

 
سایت" گفتگو" از سایت های  بیخدایان عقل ستیز هک شد

این سایت توسط گروه S.O.A یا همان سربازان خدا هک گردید . و اینگونه اند سربازان پیروان امیرالمومنین (ع)



تصویر سایت بعد از هک و انهدانم توسط این گروه ارزشمند : جالبه حتما ببینید !!!

××تصویر بعد از هک××

*** و ما رمیت اذ رمیت ... ***

و اینگونه اند سربازان خدا  **** زندیق هک شد و به جنهم رفت ***

بزرگترین سایت الحادی و ضد دین که تحت نظر سازمان جاسوسی انگلستان و آمریکا هدایت می شد و بودجه کلانی برای توهین به مذهب تشیع و تمام مقدسات مکتب ناب تشیع را در اختیار داشت علی رغم ادعای امنیتی مدیران خود (آرش بیخدا : ما هک نمی شویم ) کاملا هک گردید و از روی سرور حذف شد . نکته قابل توجه اینکه این مفلوکان زندیق با خفت و خواری  برای خود وبلاگ  ایجاد نمودند .

در پایان همه ملحدان و بی خدایان عقل ستیز بدانند که از نفوذ سربازان خدا در امان نیستند . 

**صفحه هک شده زندیق**

*** معرفی کتاب ***

*** در اینجا خواب هم حجّت است !!! ***

 

فلاسفه مخرب اسلام هستند !!!

مقدمه استاد عزیز و ارجمندم حجت الاسلام و المسلمین رضایی طهرانی  در کتاب "صراط مستقیم "

مخالفت با فلسفه و منطق پیشینه ای طولانی در جهان اسلام دارد تا آن جا که بعضی گفته اند : من تمنطق فقد تزندق « هر کس منطق پیشه کند بی دین می شود » و برخی نوشتند : فلاسفه الاسلام هادمون للاسلام ( میرزا مهدی اصفهانی ) « فیلسوفان تخریب گران اسلام اند  .»

این مخالفت ها در هر دو فرقه بزرگ اسلامی - یعنی شیعیان و سنیان - دیده می شود ، گرچه در اهل سنت پیشتر به چشم می خورد .

منشا این مخالفت ها توهماتی است که بررسی تفصیلی همه آنها نوشتاری مستقل می طلبد و ما در اینجا به ذکر برخی از آن با پاسخی اجمالی بسنده می کنیم :

1. فلسفه پیشینه ای غیر اسلامی دارد و از دانش های وارداتی به جهان اسلام است .

پاسخ : اولا : مگر پیشینه داشتن یک دانش قبل از اسلام ، آن را ضد ارزشی می کند . مگر فیزیک ، شیمی ، حقوق ، اخلاق و ... سابقه قبل از اسلام نداشته اند .

ادامه نوشته

و اینک ما ... !!!

و اینک ما ... !!!؟؟؟

ای به امید كسان خفته! ز خود یاد آرید
تشنه‌كامان غنیمت! ز احد یاد آرید

سر به سر بادیه‌بازار هیاهو شده است
سنگ گور شهدا سنگ ترازو شده است

گر چه مرحب سپر انداخته، خیبر باقی است
بت مگویید شكستیم، كه بتگر باقی است

ره دراز است، مگویید كه منزل دیدیم
نیست، این پشت نهنگ است كه ساحل دیدیم

ره دراز است، سبك‌تر بشتابیم، ای قوم!
خصم بیدار است، یك چشمه بخوابیم، ای قوم!

ادامه نوشته