نوع عقاب مقرّر در آیات و روایات براى مجرمان، به دلیل شدت زیاد، از حد توان و ظرفیت وجودى بشر خارج است. مسأله مورد نظر در این شبهه این است که مجازات شدیدى که براى گنهکاران ذکر شده است چیزى نیست که در حد طاقت و تحمل و ظرفیت وجودى هیچ انسانى باشد قهرا عقل نمى‏تواند وجود این گونه عقوبتها را بپذیرد.

پاسخ: اولاً: درست است درک و تصور شدت این عقوبتها براى ما که در این دنیا در چارچوب عالم طبیعت و ماده قرار داریم مقدور نیست چنان که درک ثوابها و خوشیها و برخورداریهاى آنجا نیز در توان ما نیست؛ اما هیچگاه نمى‏توان این امر را بهانه‏اى براى انکار و یا تردید عقوبت اخروى قرار دهیم؛ زیرا بسیارى از چیزهاست که فوق حد ادراک ماست، ولى با توجه به این که این امور به وسیله مخبر صادق (خدا، پیامبران و اولیاى الهى) به صراحت و تأکید به ما گزارش شده است، جایى براى انکار باقى نمى‏گذارد.

ثانیا: اشتباه ما در این قضاوت این است که صحنه جهان آخرت را با صحنه عالم دنیا یکسان و همانند فرض کرده‏ایم در حالى که این دو عالم تفاوت عمیق و جوهرى با هم دارند. این عالم، عالم حجاب و غفلت و تعلق به ماده است و همین امر باعث مى‏شود که انسان نتواند حقیقت درون خود را ببیند و آتشى که در درون او زبانه مى‏کشد را احساس کند و یا درد و رنج دور افتادگى از رحمت و لطف خدا را درک کند اما وقتى که این حجابها کنار رفت و حقیقتها به وضوح براى او مکشوف شد و دورافتادگى خود از رحمت خدا و مغفرت الهى را احساس کرد و شعله‏هاى آتش درون را با تمام وجود لمس کرد، قهرا عذاب و رنجى که به او مى‏رسد به مراتب از عذاب و رنج دنیایى بیشتر خواهد بود. قرآن در وصف آتش جهنم مى‏فرماید:
«نارُ اللّهِ الْمُوقَدَةُ الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَى الأَْفْئِدَةِ»(۱)
یعنى: آتش برافروخته الهى است آتشى که بر دلها زبانه مى‏کشد. این آتش بر آنها از هر سو احاطه کرده است در ستونهاى بلند و کشیده شده.

در جاى دیگر در وصف آتش جهنم مى‏فرماید:
اى کاش کسانى که کافرند از آن موقع خبر مى‏داشتند که آتش را از چهره‏هاى خویش و پیشانى‏هاى خود باز نتوانند داشت و یارى نشوند ولى این آتش ناگهان بیاید و مبهوتشان کند و بر دفع آن هم قدرت ندارند و کمک هم داده نمى‏شوند.(۲)

در تفسیر المیزان در ذیل این دو آیه آمده است:
«معلوم است آتشى که چنین وصفى دارد باطن انسان را مانند ظاهرش فرا مى‏گیرد شمولش نسبت به باطن کمتر از ظاهر نیست و مانند آتش دنیا نیست که متوجه تنها ظاهر بدن مى‏شود و در نتیجه از یک سو انسان متوجه آن مى‏شود و ظاهر را قبل از باطن مى‏سوزاند و در نتیجه مهلتى به انسان مى‏دهد که از سوى دیگر فرار کند و یا چاره‏اى اندیشد و یا جا خالى دهد و یا حائلى میانه خود و آن به وجود آورد و یا بر کسى پناهنده شود، ولى آتش دوزخ چنین نیست، بلکه همان طور که جان آدمى به همراه انسان است آن آتش هم همراه انسان است، همان طور که نمى‏توان جان را به طرفى نهاد و خود به طرف دیگرى رفت، آتش دوزخ نیز چنین است و میان آدمى و آن، اختلاف جهت نیست و مهلت هم نمى‏پذیرد و مسافتى میان آدمى و آن نیست و وقتى که فرا مى‏رسد جز افسوس و حسرت هیچ چاره‏اى دیگر براى کسى نمى‏ماند.
پس معناى آیه این است که نمى‏توانند آتش را از پیش رو و نه از پشت سر خود دفع کنند بلکه وقتى مى‏رسد از جایى مى‏آید که خودشان هم نمى‏دانند و ناگهان هم مى‏رسد و دیگر نمى‏توانند آن را رد نموده و یا از آمدنش مهلت بگیرند.»(۳)

نکته قابل توجهى که از قرآن فهمیده مى‏شود این است که در برخى از آیات، اوصافى را براى آتش جهنم ذکر مى‏کند در حالى که همان اوصاف را در آیات دیگر براى اهل جهنم ذکر مى‏کند. مثلاً در سوره مُلک درباره جهنم مى‏فرماید:
«زمانى که کفار در آتش جهنم افکنده مى‏شوند از آتش، صدایى همانند صداى نفسى که هوا را به درون سینه‏ها مى‏برد شنیده مى‏شود در حالى که آتش فوران مى‏کند گویى از شدت غضب مى‏خواهد متلاشى شود و قطعه قطعه گردد.»(۴)
و یا در جاى دیگر مى‏فرماید:
«آتشى که چون از مکانى دور آنها را ببیند غلیان و صفیر هول‏انگیز آن را که همانند تردّد و آمد و شد نفس در سینه‏هاست مى‏شنوند.»(۵)
اما در جاى دیگر درباره جهنمیان مى‏فرماید:
«اما کسانى که بدبختند در آتشند براى آنها در درون آتش صداى هولناکى همانند صداى رفت و آمد نفس در سینه‏هاست.»(۶)

و یا مى‏فرماید:
«براى جهنمیان در جهنم صدایى است همانند صداى کشیدن نفس به درون سینه‏ها.»(۷)
شاید بتوان از مجموع این آیات چنین استفاده کرد ـ همانگونه که برخى از مفسرین گفته‏اند ـ جهنم اخروى چیزى جز باطن و درون انسان نیست که پرده از روى آن برداشته مى‏شود. وقتى که در قیامت پرده‏ها از روى ملکوت و باطن عالم برداشته مى‏شود(۸) از روى چهره باطنى انسان نیز پرده‏ها برداشته مى‏شود(۹) در حقیقت براى اهل شقاوت پرده از روى جهنم آنها برداشته مى‏شود(۱۰) به تعبیر علامه طباطبایى، ظاهرا منظور از آوردن جهنم در روز قیامت که در سوره فجر، آیه 23 بدان اشاره شده است همین پرده بردارى از روى جهنم است.(۱۱)
بنابراین، عقلاً معنى ندارد که چیزى نتواند لوازم ذات خود را تحمل کند؛ از این رو، این شبهه که مجرم نمى‏تواند عقاب شدید را تحمل کند از اساس مرتفع مى‏شود.

پی نوشت ها


1 ـ همزه / 9ـ6.
۲ ـ انبیاء / 40ـ39.
۳ ـ سید محمدحسین طباطبایى، المیزان، پیشین، ج 28، ص 131.
۴ ـ ملک / 8ـ7.
۵ ـ فرقان / 12.
۶ ـ هود / 106.
۷ ـ انبیاء / 99.
۸ ـ طارق / 9: «یوم تبلى السّرائر».
۹ ـ ق / 22: «لَقَدْ کُنْتَ فِی غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَکَشَفْنا عَنْکَ غِطاءَکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ».
۱۰ ـ نازعات / 36: «برّزت الجحیم لمن یرى».
۱۱ ـ سید محمدحسین طباطبایى، المیزان، پیشین، ج 40، صص 226ـ225.