پاسخ به شبهات پیرامون معاد و مجازات اخروی (5)

نوع عقاب مقرّر در آیات و روایات براى مجرمان، به دلیل شدت زیاد، از حد توان و ظرفیت وجودى بشر خارج است. مسأله مورد نظر در این شبهه این است که مجازات شدیدى که براى گنهکاران ذکر شده است چیزى نیست که در حد طاقت و تحمل و ظرفیت وجودى هیچ انسانى باشد قهرا عقل نمىتواند وجود این گونه عقوبتها را بپذیرد.
پاسخ: اولاً: درست است درک و تصور شدت این عقوبتها براى ما که در این دنیا در چارچوب عالم طبیعت و ماده قرار داریم مقدور نیست چنان که درک ثوابها و خوشیها و برخورداریهاى آنجا نیز در توان ما نیست؛ اما هیچگاه نمىتوان این امر را بهانهاى براى انکار و یا تردید عقوبت اخروى قرار دهیم؛ زیرا بسیارى از چیزهاست که فوق حد ادراک ماست، ولى با توجه به این که این امور به وسیله مخبر صادق (خدا، پیامبران و اولیاى الهى) به صراحت و تأکید به ما گزارش شده است، جایى براى انکار باقى نمىگذارد.
ثانیا: اشتباه ما در این قضاوت این است که صحنه جهان آخرت را با صحنه عالم دنیا یکسان و همانند فرض کردهایم در حالى که این دو عالم تفاوت عمیق و جوهرى با هم دارند. این عالم، عالم حجاب و غفلت و تعلق به ماده است و همین امر باعث مىشود که انسان نتواند حقیقت درون خود را ببیند و آتشى که در درون او زبانه مىکشد را احساس کند و یا درد و رنج دور افتادگى از رحمت و لطف خدا را درک کند اما وقتى که این حجابها کنار رفت و حقیقتها به وضوح براى او مکشوف شد و دورافتادگى خود از رحمت خدا و مغفرت الهى را احساس کرد و شعلههاى آتش درون را با تمام وجود لمس کرد، قهرا عذاب و رنجى که به او مىرسد به مراتب از عذاب و رنج دنیایى بیشتر خواهد بود. قرآن در وصف آتش جهنم مىفرماید:
«نارُ اللّهِ الْمُوقَدَةُ الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَى الأَْفْئِدَةِ»(۱)
یعنى: آتش برافروخته الهى است آتشى که بر دلها زبانه مىکشد. این آتش بر آنها از هر سو احاطه کرده است در ستونهاى بلند و کشیده شده.
در جاى دیگر در وصف آتش جهنم مىفرماید:
اى کاش کسانى که کافرند از آن موقع خبر مىداشتند که آتش را از چهرههاى خویش و پیشانىهاى خود باز نتوانند داشت و یارى نشوند ولى این آتش ناگهان بیاید و مبهوتشان کند و بر دفع آن هم قدرت ندارند و کمک هم داده نمىشوند.(۲)
در تفسیر المیزان در ذیل این دو آیه آمده است:
«معلوم است آتشى که چنین وصفى دارد باطن انسان را مانند ظاهرش فرا مىگیرد شمولش نسبت به باطن کمتر از ظاهر نیست و مانند آتش دنیا نیست که متوجه تنها ظاهر بدن مىشود و در نتیجه از یک سو انسان متوجه آن مىشود و ظاهر را قبل از باطن مىسوزاند و در نتیجه مهلتى به انسان مىدهد که از سوى دیگر فرار کند و یا چارهاى اندیشد و یا جا خالى دهد و یا حائلى میانه خود و آن به وجود آورد و یا بر کسى پناهنده شود، ولى آتش دوزخ چنین نیست، بلکه همان طور که جان آدمى به همراه انسان است آن آتش هم همراه انسان است، همان طور که نمىتوان جان را به طرفى نهاد و خود به طرف دیگرى رفت، آتش دوزخ نیز چنین است و میان آدمى و آن، اختلاف جهت نیست و مهلت هم نمىپذیرد و مسافتى میان آدمى و آن نیست و وقتى که فرا مىرسد جز افسوس و حسرت هیچ چارهاى دیگر براى کسى نمىماند.
پس معناى آیه این است که نمىتوانند آتش را از پیش رو و نه از پشت سر خود دفع کنند بلکه وقتى مىرسد از جایى مىآید که خودشان هم نمىدانند و ناگهان هم مىرسد و دیگر نمىتوانند آن را رد نموده و یا از آمدنش مهلت بگیرند.»(۳)
نکته قابل توجهى که از قرآن فهمیده مىشود این است که در برخى از آیات، اوصافى را براى آتش جهنم ذکر مىکند در حالى که همان اوصاف را در آیات دیگر براى اهل جهنم ذکر مىکند. مثلاً در سوره مُلک درباره جهنم مىفرماید:
«زمانى که کفار در آتش جهنم افکنده مىشوند از آتش، صدایى همانند صداى نفسى که هوا را به درون سینهها مىبرد شنیده مىشود در حالى که آتش فوران مىکند گویى از شدت غضب مىخواهد متلاشى شود و قطعه قطعه گردد.»(۴)
و یا در جاى دیگر مىفرماید:
«آتشى که چون از مکانى دور آنها را ببیند غلیان و صفیر هولانگیز آن را که همانند تردّد و آمد و شد نفس در سینههاست مىشنوند.»(۵)
اما در جاى دیگر درباره جهنمیان مىفرماید:
«اما کسانى که بدبختند در آتشند براى آنها در درون آتش صداى هولناکى همانند صداى رفت و آمد نفس در سینههاست.»(۶)
و یا مىفرماید:
«براى جهنمیان در جهنم صدایى است همانند صداى کشیدن نفس به درون سینهها.»(۷)
شاید بتوان از مجموع این آیات چنین استفاده کرد ـ همانگونه که برخى از مفسرین گفتهاند ـ جهنم اخروى چیزى جز باطن و درون انسان نیست که پرده از روى آن برداشته مىشود. وقتى که در قیامت پردهها از روى ملکوت و باطن عالم برداشته مىشود(۸) از روى چهره باطنى انسان نیز پردهها برداشته مىشود(۹) در حقیقت براى اهل شقاوت پرده از روى جهنم آنها برداشته مىشود(۱۰) به تعبیر علامه طباطبایى، ظاهرا منظور از آوردن جهنم در روز قیامت که در سوره فجر، آیه 23 بدان اشاره شده است همین پرده بردارى از روى جهنم است.(۱۱)
بنابراین، عقلاً معنى ندارد که چیزى نتواند لوازم ذات خود را تحمل کند؛ از این رو، این شبهه که مجرم نمىتواند عقاب شدید را تحمل کند از اساس مرتفع مىشود.
پی نوشت ها
1 ـ همزه / 9ـ6.
۲ ـ انبیاء / 40ـ39.
۳ ـ سید محمدحسین طباطبایى، المیزان، پیشین، ج 28، ص 131.
۴ ـ ملک / 8ـ7.
۵ ـ فرقان / 12.
۶ ـ هود / 106.
۷ ـ انبیاء / 99.
۸ ـ طارق / 9: «یوم تبلى السّرائر».
۹ ـ ق / 22: «لَقَدْ کُنْتَ فِی غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَکَشَفْنا عَنْکَ غِطاءَکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ».
۱۰ ـ نازعات / 36: «برّزت الجحیم لمن یرى».
۱۱ ـ سید محمدحسین طباطبایى، المیزان، پیشین، ج 40، صص 226ـ225.
shia is the way